barbiturate

[ایالات متحده]/bɑː'bɪtjʊrət/
[بریتانیا]/bɑr'bɪtʃʊrət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باربیتورات
Word Forms

جملات نمونه

the sodium salt of amobarbital that is used as a barbiturate used as a sedative and a hypnotic.

نمک سدیم آموباربی‌تال که به عنوان یک باربیتورات به عنوان داروی آرام‌بخش و خواب‌آور استفاده می‌شود.

The doctor prescribed a barbiturate for her insomnia.

دکتر داروی باربیتورات برای بی‌خوابی او تجویز کرد.

Barbiturates are central nervous system depressants.

باربیتورات‌ها داروهای خواب‌آور سیستم عصبی مرکزی هستند.

Overdosing on barbiturates can be fatal.

مصرف بیش از حد باربیتورات‌ها می‌تواند کشنده باشد.

Barbiturates are sometimes used for anesthesia.

باربیتورات‌ها گاهی اوقات برای بیهوشی استفاده می‌شوند.

Barbiturates can be addictive if misused.

باربیتورات‌ها در صورت سوء استفاده می‌توانند اعتیاد آور باشند.

The patient was given a barbiturate to calm her nerves before the surgery.

برای آرام کردن اعصاب او قبل از عمل جراحی، به بیمار داروی باربیتورات داده شد.

Barbiturates should only be taken under medical supervision.

باربیتورات‌ها فقط باید تحت نظر پزشک مصرف شوند.

Barbiturates have a sedative effect on the body.

باربیتورات‌ها اثر آرام‌بخش بر بدن دارند.

The use of barbiturates has declined due to their potential for abuse.

به دلیل پتانسیل سوء استفاده، استفاده از باربیتورات‌ها کاهش یافته است.

Barbiturates are no longer commonly used as sleeping pills.

باربیتورات‌ها دیگر به طور معمول به عنوان داروی خواب‌آور استفاده نمی‌شوند.

نمونه‌های واقعی

This protein also contains heme and is used to break down many medications like barbiturates, antiepileptics, and oral contraceptives.

این پروتئین همچنین حاوی هم است و برای تجزیه بسیاری از داروها مانند باربیتورات‌ها، داروهای ضد صرع و ضد بارداری خوراکی استفاده می‌شود.

منبع: Osmosis - Blood Cancer

It's the barbiturate to put him to sleep.

این باربیتورات است تا او را به خواب ببرد.

منبع: The Good Wife Season 2

Preliminary tox screens on Gray reveal a mild barbiturate in his system.

آزمایش‌های سم‌شناسی اولیه روی گری نشان می‌دهد که یک باربیتورات خفیف در سیستم او وجود دارد.

منبع: Cat and Mouse Game Season 1

Goofballs are one of the barbiturates laced with benzedrine.

گوفبال‌ها یکی از باربیتورات‌هایی هستند که با بنزدرین مخلوط شده‌اند.

منبع: The Long Farewell (Part Two)

Keep in mind she's suffering the effects of an acute barbiturate overdose.

به یاد داشته باشید که او در حال تجربه اثرات یک اوردوز حاد باربیتورات است.

منبع: Criminal Minds Season 3

However, both of these organisations use ingestible liquid barbiturate drugs to induce a deep coma followed by death.

با این حال، هر دو سازمان از داروهای باربیتورات مایع قابل بلع برای القای کما عمیق و سپس مرگ استفاده می‌کنند.

منبع: Selected English short passages

Another time, he and his brother came across a mountain of glass vials and suspected that barbiturates had been dumped a few yards from a school fence.

یک بار دیگر، او و برادرش با انبوهی از ویال‌های شیشه‌ای برخورد کردند و مشکوک بودند که باربیتورات‌ها چند یارد دورتر از حصار مدرسه تخلیه شده‌اند.

منبع: The Guardian (Article Version)

Leo drank the milky solution of lethal barbiturate at 3.47pm and his parents said that within minutes he was in what appeared to be a deep sleep.

لیو در ساعت 3:47 بعد از ظهر محلول شیری باربیتورات کشنده را نوشید و والدینش گفتند که در عرض چند دقیقه در حالت خواب عمیقی قرار گرفت.

منبع: Me Before You

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید