barfed

[ایالات متحده]/bɑːft/
[بریتانیا]/ˈbɑrfd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

استفراغ کرد

جملات نمونه

after eating too much candy, he barfed all over the floor.

بعد از خوردن بیش از حد آبنبات، او همه جا روی زمین استفراغ کرد.

she felt sick and barfed during the car ride.

او احساس ناراحتی کرد و در طول سفر با ماشین استفراغ کرد.

he barfed right after the roller coaster ride.

او بلافاصله بعد از سواری با شهربازی استفراغ کرد.

the dog barfed up its dinner on the carpet.

سگ شام خود را روی فرش استفراغ کرد.

she couldn't help but laugh when her friend barfed.

وقتی دوستش استفراغ کرد، او نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد.

after the party, many guests barfed from drinking too much.

بعد از مهمانی، بسیاری از مهمانان به دلیل نوشیدن بیش از حد، استفراغ کردند.

the smell made him feel nauseous, and he barfed.

بوی آن باعث شد او احساس تهوع کند و استفراغ کرد.

she barfed in the bathroom after eating spoiled food.

او بعد از خوردن غذای فاسد، در حمام استفراغ کرد.

he was so nervous that he barfed before his speech.

او آنقدر عصبی بود که قبل از سخنرانی خود استفراغ کرد.

after the intense workout, she felt dizzy and barfed.

بعد از تمرین شدید، او احساس سرگیجه کرد و استفراغ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید