baroda

[ایالات متحده]/bɑːˈroʊdɑː/
[بریتانیا]/buh-ROH-duh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شهری در غرب گجرات، هند؛ که قبل از 1976 به عنوان وادودارا شناخته می شد.

عبارات و ترکیب‌ها

baroda silk

ابریشم بارودا

travel to baroda

سفر به بارودا

baroda palace

کاخ بارودا

history of baroda

تاریخ بارودا

visit baroda museum

بازدید از موزه بارودا

baroda cuisine

غذاهای بارودا

baroda festival

جشنواره بارودا

جملات نمونه

baroda is known for its vibrant culture.

بارودا به خاطر فرهنگ پر جنب و جوشش معروف است.

many tourists visit baroda every year.

هر سال بسیاری از گردشگران از بارودا بازدید می‌کنند.

baroda has several historical landmarks.

بارودا دارای چندین مکان تاریخی است.

the food in baroda is delicious.

غذا در بارودا خوشمزه است.

baroda hosts various cultural festivals.

بارودا میزبان جشنواره‌های فرهنگی مختلف است.

education is a priority in baroda.

آموزش در بارودا در اولویت است.

baroda's economy is growing rapidly.

اقتصاد بارودا به سرعت در حال رشد است.

people in baroda are known for their hospitality.

مردم بارودا به خاطر مهمان‌نوازی خود مشهور هستند.

baroda is a hub for art and music.

بارودا یک مرکز هنر و موسیقی است.

the weather in baroda is generally pleasant.

آب و هوای بارودا به طور کلی دلپذیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید