barrackers

[ایالات متحده]/ˈbærəkəz/
[بریتانیا]/ˈbærəkərz/

ترجمه

n. کتабخانه؛ اردوگاه نظامی (فرم جمع کتабخانه)

عبارات و ترکیب‌ها

footy barrackers

تیم‌های حماسه‌آور

rabid barrackers

تیم‌های حماسه‌آور

team barrackers

تیم‌های حماسه‌آور

loud barrackers

تیم‌های حماسه‌آور

one-eyed barrackers

تیم‌های حماسه‌آور

sports barrackers

تیم‌های حماسه‌آور

hardcore barrackers

تیم‌های حماسه‌آور

barrackers yelling

تیم‌های حماسه‌آور

the barrackers

تیم‌های حماسه‌آور

enthusiastic barrackers

تیم‌های حماسه‌آور

جملات نمونه

the enthusiastic barrackers cheered wildly when their team scored the winning goal.

هواداران خوشحال وقتی تیم‌شان گل برنده را زدند، شدیداً تشویق کردند.

the noisy barrackers in the stadium created an electric atmosphere.

هواداران بلندپایه در ورزشگاه یک جو برقی ایجاد کردند.

political barrackers gathered outside the parliament building to voice their protest.

هواداران سیاسی در بیرون ساختمان پارلمان جمع شدند تا اعتراض خود را بیان کنند.

the passionate barrackers waved flags and shouted slogans throughout the match.

هواداران عاشقانه طی بازی پرچم‌ها را می‌زدند و شعارهایی را سر می‌دادند.

vocal barrackers can sometimes disrupt the concentration of players.

هواداران بلندپایه گاهی می‌توانند تمرکز بازیکنان را به هم می‌زنند.

the angry barrackers began throwing bottles onto the field in frustration.

هواداران خشمگین شروع به پرتاب لیوان‌ها به سمت میدان کردند.

rowdy barrackers were escorted out of the arena by security personnel.

هواداران شلوغ توسط پرسنل امنیت از آrena بیرون رانده شدند.

the fervent barrackers sang team anthems for hours before the game began.

هواداران شیطنت‌گونه قبل از شروع بازی به مدت ساعات آوازهای تیم را می‌خواندند.

zealous barrackers traveled across the country to support their favorite team.

هواداران شیطنت‌گونه از طریق کشور سفر کردند تا تیم مورد علاقه‌شان را حمایت کنند.

partisan barrackers often engage in friendly rivalry with opposing fans.

هواداران طرفدار گاهی با هواداران دشمنانه در رقابت دوستانه شرکت می‌کنند.

the noisy barrackers at the rally made it difficult for the speaker to be heard.

هواداران بلندپایه در جمع‌یگی‌گری باعث شدند که سخنران نتواند شنیده شود.

sports barrackers contribute significantly to the atmosphere of competitive events.

هواداران ورزشی به طور قابل توجهی در جو رویدادهای رقابتی دخیل هستند.

the crowd of barrackers fell silent when their team conceded a goal.

جمعیت هواداران وقتی تیم‌شان یک گل را اعتراف کردند، سکوت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید