barramundi

[ایالات متحده]/bɑːrəˈmʌndi/
[بریتانیا]/buh-ruh-MUN-dee/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی بومی استرالیا و آسیای جنوب شرقی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

barramundi fillets

قطعات باراموندی

fresh barramundi

باراموندی تازه

grilled barramundi steak

استیک باراموندی گریل شده

barramundi recipe

دستورالعمل باراموندی

pan-seared barramundi

باراموندی سرخ شده در تابه

barramundi and vegetables

باراموندی و سبزیجات

baked barramundi

باراموندی پخته شده

barramundi fish tacos

تاکوهای ماهی باراموندی

جملات نمونه

we had barramundi for dinner last night.

ما شام گذشته ماهی باراموندی داشتیم.

barramundi is a popular fish in australian cuisine.

باراموندی یک ماهی محبوب در آشپزی استرالیا است.

she loves to grill barramundi with lemon and herbs.

او عاشق گریل کردن باراموندی با لیمو و گیاهان است.

barramundi can be found in both freshwater and saltwater.

باراموندی را می توان هم در آب شیرین و هم در آب شور یافت.

many restaurants serve barramundi as a specialty dish.

بسیاری از رستوران ها باراموندی را به عنوان غذای ویژه سرو می کنند.

he caught a large barramundi while fishing.

او در حین ماهیگیری یک باراموندی بزرگ صید کرد.

barramundi has a mild flavor that pairs well with spices.

باراموندی طعم ملایمی دارد که با ادویه ها به خوبی می شود.

they recommend barramundi for a healthy diet.

آنها باراموندی را برای یک رژیم غذایی سالم توصیه می کنند.

cooking barramundi is easy and quick.

پختن باراموندی آسان و سریع است.

she ordered barramundi with a side of vegetables.

او باراموندی با یک طرفه سبزیجات سفارش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید