barrows

[ایالات متحده]/ˈbærəʊz/
[بریتانیا]/ˈbærəʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بارو؛ یک کالسکه چرخدار با یک چرخ، که معمولاً با دست هل داده می‌شود؛ یک تپه دفن یا قبر باستانی؛ یک خوک نر عقیم شده؛ بارو (نام خانوادگی).

عبارات و ترکیب‌ها

barrows of grain

سهم‌های گندم

ancient barrows

گودال‌های باستانی

barrow mounds

تپه‌های گور

excavate barrows

کاوش در گودال‌ها

barrow burial

دفن در گودال

barrows and tombs

گودال‌ها و مقبره‌ها

جملات نمونه

he pushed the heavy barrows filled with soil.

او گاری‌های سنگین پر از خاک را هل داد.

the workers used barrows to transport the bricks.

کارگران از گاری‌ها برای حمل آجرها استفاده کردند.

she filled the barrows with fresh compost for the garden.

او گاری‌ها را با کود کمپوست تازه برای باغ پر کرد.

barrows are essential tools for landscaping projects.

گاری‌ها ابزارهای ضروری برای پروژه‌های محوطه سازی هستند.

they lined up the barrows to create a path in the yard.

آنها گاری‌ها را در کنار هم چیدند تا یک مسیر در حیاط ایجاد کنند.

after the storm, the barrows were scattered across the yard.

بعد از طوفان، گاری‌ها در سراسر حیاط پراکنده شده بودند.

using barrows makes it easier to move heavy materials.

استفاده از گاری‌ها جابجایی مواد سنگین را آسان‌تر می‌کند.

he bought two new barrows for the construction site.

او دو گاری جدید برای محل ساخت و ساز خرید.

the children played with toy barrows in the sandbox.

کودکان با گاری‌های اسباب بازی در گودال ماسه بازی کردند.

barrows can be used for both gardening and construction.

می‌توان از گاری‌ها هم برای باغبانی و هم برای ساخت و ساز استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید