grave

[ایالات متحده]/ɡreɪv/
[بریتانیا]/ɡreɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محل دفن
adj. جدی; با وقار; با احترام

عبارات و ترکیب‌ها

graveyard

محل دفن

watery grave

مقبره آبی

grave concern

نگرانی شدید

mass grave

مقبره جمعی

جملات نمونه

a grave fault in a theory

یک نقص جدی در یک نظریه

a grave decision in a time of crisis.

یک تصمیم جدی در زمان بحران.

a matter of grave concern.

موضوعی که بسیار نگران کننده است.

an omen of grave portent for the tribe.

نشانه‌ای جدی از اهمیت برای قبیله.

commit a grave indiscretion

انجام یک اشتباه بزرگ

He is austere and grave in deportment.

او با رفتاری سخت و جدی ظاهر می‌شود.

Grave damnum, gravis dolor, grave totum.

Grave damnum, gravis dolor, grave totum.

faced the grave with calm resignation.

با تسلیم آرام با مرگ روبرو شد.

there is a grave danger of mythologizing the past.

خطر جدی از افسانه سازی گذشته وجود دارد.

Robbing graves is grisly.

غارت قبور ترسناک است.

a grave smothered in flowers

مقبره‌ای که در گل پوشیده شده است

His grave is made of granite.

مقبره او از گرانیت ساخته شده است.

The old man's grave is made of granite.

مقبره مرد پیر از گرانیت ساخته شده است.

This heavy rain could have grave consequences.

این باران شدید می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

he went to his grave a broken man.

او به عنوان یک مرد شکسته به خاک سپرده شد.

a grave procession.See Synonyms at serious

یک راهپیمایی جدی. برای مترادف‌ها به جدی مراجعه کنید

more than 300 graves were desecrated.

بیش از 300 قبر به هتک حرمت شد.

نمونه‌های واقعی

Her screams are such that would scream the dead out of their graves.

جیغ‌های او به گونه‌ای هستند که حتی مردگان را از قبرهایشان بیرون می‌کشند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

This is Lena standing on Jake's grave.

لنا در حال ایستادن روی قبر جیک است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

I shall be silent as the grave.

من ساکت خواهم بود مثل قبر.

منبع: Game of Thrones Season 2

" No, " said Mr. Weasley, looking extremely grave.

" نه،" آقای ویزلی گفت، با چهره‌ای بسیار جدی.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

O'er the grave where our hero we buried.

بر فراز مقبره‌ای که قهرمان ما را در آن دفن کردیم.

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

They call procrastination the grave where opportunity is buried.

آنها تعلل را مقبره‌ای می‌نامند که فرصت در آن دفن شده است.

منبع: Harvard Business Review

Why had the Nautilus come to visit its grave?

چرا ناتیلوس برای بازدید از قبر خود آمده بود؟

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

" Then swear it now, upon your father's grave" .

" آنوقت اکنون، بر سر قبر پدرت قسم بخور.".

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

And it was found in Belinda Smoot's grave.

و در قبر بلیندا اسموت پیدا شد.

منبع: English little tyrant

" You couldn't have broken into Dumbledore's grave."

" نمی‌توانستید به قبر دامبلدور رخنه کنید.”

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید