baseboard

[ایالات متحده]/ˈbeɪsbɔːrd/
[بریتانیا]/ˈbeɪsˌbɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخته‌ای که درز بین دیوار و کف را پوشش می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

baseboard heater

هیتر لبه دیوار

baseboard molding

تاج لبه دیوار

remove baseboards

برداشتن لبه‌های دیوار

paint the baseboards

رنگ آمیزی لبه‌های دیوار

install new baseboards

نصب لبه‌های دیوار جدید

damaged baseboard

لبه دیوار آسیب دیده

behind the baseboard

پشت لبه دیوار

baseboard trim

نوار لبه دیوار

replace the baseboards

تعویض لبه‌های دیوار

baseboard cover

پوشش لبه دیوار

جملات نمونه

the baseboard in the living room needs to be painted.

کف‌پوش در اتاق نشیمن نیاز به رنگ‌آمیزی دارد.

we installed a new baseboard to match the flooring.

ما یک نوار کفپوش جدید نصب کردیم تا با کفپوش مطابقت داشته باشد.

the baseboard was damaged during the renovation.

نوار کفپوش در طول بازسازی آسیب دید.

make sure the baseboard is clean before painting.

مطمئن شوید که قبل از رنگ آمیزی نوار کفپوش تمیز باشد.

he added decorative trim to the baseboard for a stylish look.

او برای داشتن ظاهری شیک، تزئینات تزئینی به نوار کفپوش اضافه کرد.

she chose a dark baseboard to contrast with the light walls.

او یک نوار کفپوش تیره را برای تضاد با دیوار های روشن انتخاب کرد.

the baseboard heater is not functioning properly.

هیتر نوار کفپوش به درستی کار نمی کند.

they decided to replace the old baseboard with a modern design.

آنها تصمیم گرفتند نوار کفپوش قدیمی را با یک طرح مدرن جایگزین کنند.

be careful not to scuff the baseboard while moving furniture.

هنگام جابجایی مبلمان مراقب باشید که نوار کفپوش را خراش ندهید.

the baseboard creates a finished look in the room.

نوار کفپوش ظاهری کامل در اتاق ایجاد می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید