basidiums

[ایالات متحده]/bæsɪˈdiːəmz/
[بریتانیا]/bəˈsɪdʒiəm z/

ترجمه

n. ساختار تولید مثلی برخی قارچ‌ها، معمولاً به شکل چماق و دارای هاگ.

جملات نمونه

basidiums are essential for the reproduction of certain fungi.

باسیدیوم‌ها برای تولید مثل برخی قارچ‌ها ضروری هستند.

scientists study basidiums to understand fungal life cycles.

دانشمندان از مطالعه باسیدیوم‌ها برای درک چرخه‌های زندگی قارچ‌ها استفاده می‌کنند.

basidiums can be found in various types of mushrooms.

باسیدیوم‌ها را می‌توان در انواع مختلف قارچ یافت.

the structure of basidiums is fascinating to mycologists.

ساختار باسیدیوم‌ها برای قارچ‌شناسان جذاب است.

basidiums play a crucial role in the ecosystem.

باسیدیوم‌ها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

understanding basidiums helps in identifying different mushroom species.

درک باسیدیوم‌ها به شناسایی گونه‌های مختلف قارچ کمک می‌کند.

basidiums develop from specialized cells during fungal growth.

باسیدیوم‌ها در طول رشد قارچ از سلول‌های تخصصی ایجاد می‌شوند.

many edible mushrooms produce basidiums as part of their lifecycle.

بسیاری از قارچ‌های خوراکی به عنوان بخشی از چرخه حیات خود، باسیدیوم تولید می‌کنند.

basidiums are often studied in laboratory settings.

باسیدیوم‌ها اغلب در محیط‌های آزمایشگاهی مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

research on basidiums can lead to advancements in agriculture.

تحقیقات در مورد باسیدیوم‌ها می‌تواند منجر به پیشرفت در کشاورزی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید