basil

[ایالات متحده]/'bæz(ə)l/
[بریتانیا]/'bæzl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی از جنس Ocimum که در مناطق گرم رشد می‌کند و برگ‌های آن که معمولاً در آشپزی استفاده می‌شود و طعمی قوی و معطر دارد.

جملات نمونه

a whisk round St Basil's cathedral.

گشتی با خط‌کش در اطراف کلیسای جامع سنت باسیل.

lemon grass , Basil, mint, celery to the Vietnamese, many hyperchromic;

چمن لیمو، ریحان، نعناع، کرفس برای ویتنامی‌ها، هایپرکرومیک فراوان;

Modified method of the preparation of isoeugenol through isomerization of eugenol in the presence of 4 times theoretical amount of KOH with eugenol type basil oil as the starting material is stated.

روش اصلاح شده تهیه ایزوژنول از طریق ایزومریزاسیون اِوژنول در حضور 4 برابر مقدار تئوری KOH با روغن ریحان نوع اِوژنول به عنوان ماده اولیه بیان شده است.

Salt, pepper, vinegar, mustard powder, garlic, sweet basil, parsley, thyme, majoram, etc., may be used for seasoning, but no oil, butter or dressing.

نمک، فلفل، سرکه، پودر خردل، سیر، ریحان شیرین، جعفری، آویشن، ماژورام و غیره را می توان برای طعم دادن استفاده کرد، اما نه روغن، کره یا سس.

Ingredients:10pc Vietnamese rice paper, 10pcs Shrimp, 50g Jicama, 50g Vermicelli, 5g Dried Wood-ear fungus, some Minced Garlic, optional amount of Sweet Basil and Coriander.

مواد لازم: 10 عدد کاغذ برنج ویتنامی، 10 عدد میگوی، 50 گرم جicama، 50 گرم ورمیچیلی، 5 گرم قارچ گوش‌خاره خشک شده، مقداری سیر خرد شده، مقدار دلخواه ریحان شیرین و گشنیز.

I love the aroma of fresh basil in my pasta.

من عاشق عطر ریحان تازه در غذای پاستایم هستم.

Basil is a key ingredient in many Italian dishes.

ریحان یک ماده اصلی در بسیاری از غذاهای ایتالیایی است.

I grow basil in my garden for cooking.

من ریحان را در باغ خود برای پخت و پز می‌کاشتم.

Pesto sauce is made with basil, pine nuts, and olive oil.

سس پستو با ریحان، دانه کاج و روغن زیتون تهیه می شود.

Tomatoes and basil go well together in salads.

گوجه فرنگی و ریحان در سالادها با هم خوب هستند.

Basil leaves add a fresh flavor to dishes.

برگ‌های ریحان طعم تازه‌ای به غذاها می‌بخشند.

I sprinkle chopped basil on top of my pizza before baking.

من قبل از پختن، ریحان خرد شده را روی پیتزام می‌پاشم.

Thai cuisine often uses basil in their dishes.

آشپزی تایلندی اغلب از ریحان در غذاهای خود استفاده می‌کند.

Basil is known for its aromatic and flavorful leaves.

ریحان به خاطر برگ‌های معطر و خوش طعمش شناخته شده است.

Fresh basil is a common herb used in Mediterranean cooking.

ریحان تازه یک گیاه رایجی است که در آشپزی مدیترانه ای استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید