basinets

[ایالات متحده]/ˈbeɪzɪnɛt/
[بریتانیا]/bey-zih-net/

ترجمه

n. نوعی کلاه ایمنی فولادی سبک، که معمولاً برای حفاظت در ساخت و ساز یا سایر محیط‌های صنعتی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

baby basinet

تخت خواب نوزاد

جملات نمونه

the baby slept peacefully in the basinet.

نوزاد به آرامی و با آرامش در گهواره خوابید.

she placed the basinet next to her bed for easy access.

او گهواره را برای دسترسی آسان در کنار تخت خود قرار داد.

the basinet was a family heirloom passed down through generations.

گهواره یک ارثیه خانوادگی بود که نسل به نسل منتقل می‌شد.

they decorated the basinet with soft blankets and toys.

آنها گهواره را با پتوها و اسباب‌بازی‌های نرم تزئین کردند.

he gently rocked the basinet to soothe the crying baby.

او به آرامی گهواره را به تاب می‌داد تا نوزاد گریه‌کن را آرام کند.

the basinet was too small for the growing infant.

گهواره برای نوزادی که در حال رشد بود خیلی کوچک بود.

she chose a stylish basinet for her nursery.

او یک گهواره شیک برای اتاق کودک خود انتخاب کرد.

after a few months, they transitioned the baby from the basinet to a crib.

پس از چند ماه، آنها نوزاد را از گهواره به تخت نوزاد منتقل کردند.

the basinet was made of natural materials for safety.

گهواره از مواد طبیعی برای ایمنی ساخته شده بود.

she often shared photos of her baby in the basinet on social media.

او اغلب عکس‌هایی از نوزادش در گهواره در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید