bassarisk

[ایالات متحده]/ˈbæsəˌrɪsk/
[بریتانیا]/bas-ə-risk/

ترجمه

n. پستانداری کوچک و شب‌زی که به خانوادهٔ گورکن‌ها مرتبط است، با پاهای بلند و باریک و دمی پُرپشت. همچنین به نام ککومیسل شناخته می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bassarisk scent gland

غده بوی بساریسک

a curious bassarisk

یک بساریسک کنجکاو

the nocturnal bassarisk

بصاریسک شب‌زی

جملات نمونه

the bassarisk is a fascinating creature found in central america.

باساریس موجودی جذاب است که در آمریکای مرکزی یافت می‌شود.

many people are unaware of the bassarisk's unique adaptations.

بسیاری از مردم از سازگاری‌های منحصر به فرد باساریس آگاه نیستند.

the bassarisk is known for its ability to climb trees.

باساریس به توانایی بالا رفتن از درختان معروف است.

researchers study the bassarisk to understand its behavior.

محققان رفتار باساریس را برای درک بهتر مطالعه می‌کنند.

the bassarisk has a long, slender body that helps it navigate through the jungle.

باساریس بدنی بلند و باریک دارد که به او کمک می‌کند تا از میان جنگل عبور کند.

in some cultures, the bassarisk is considered a symbol of agility.

در برخی فرهنگ‌ها، باساریس به عنوان نمادی از چابکی در نظر گرفته می‌شود.

people often mistake the bassarisk for a small cat.

مردم اغلب باساریس را با یک گربه کوچک اشتباه می‌گیرند.

the bassarisk's diet mainly consists of insects and small animals.

رژیم غذایی باساریس عمدتاً از حشرات و حیوانات کوچک تشکیل شده است.

conservation efforts are important to protect the bassarisk's habitat.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از زیستگاه باساریس مهم هستند.

observing the bassarisk in its natural environment can be quite rewarding.

مشاهده باساریس در محیط طبیعی آن می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید