bastes

[ایالات متحده]/beɪsts/
[بریتانیا]/bestz/

ترجمه

v. پوشاندن یا برس زدن (گوشت و غیره) با چربی یا مایع در حین پخت و پز؛ به شدت سرزنش کردن؛ به شدت توبیخ کردن؛ به طور درشت دوختن.

عبارات و ترکیب‌ها

baste with oil

آب‌بندی با روغن

جملات نمونه

she bastes the turkey to keep it moist.

او برای مرطوب نگه داشتن، گوشت بوقلمون را با مایه تفت می‌دهد.

he bastes the chicken with a savory sauce.

او مرغ را با سس خوشمزه تفت می‌دهد.

during cooking, she regularly bastes the roast.

در حین پخت، او به طور منظم گوشت کبابی را تفت می‌دهد.

to enhance flavor, he bastes the vegetables.

برای افزایش طعم، او سبزیجات را تفت می‌دهد.

she bastes the meat with butter for richness.

او گوشت را با کره تفت می‌دهد تا غنی شود.

he carefully bastes the fish while grilling.

او در حین گریل کردن، ماهی را با دقت تفت می‌دهد.

she bastes her pie crust for a golden finish.

او خمیر پای خود را تفت می‌دهد تا به رنگ طلایی درآید.

he bastes the lamb with garlic and herbs.

او گوشت بره را با سیر و گیاهان تفت می‌دهد.

for a crispy skin, she bastes the duck frequently.

برای داشتن پوستی ترد، او اردک را به طور مکرر تفت می‌دهد.

he bastes the ribs with barbecue sauce for flavor.

او دنده ها را با سس باربکیو تفت می‌دهد تا طعم آن بیشتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید