basting

[ایالات متحده]/ˈbɑːstɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbæs.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مرطوب کردن غذا با چربی یا مایع در حین پخت و پز برای حفظ رطوبت و طعم آن؛ نوعی دوخت شل که در خیاطی استفاده می‌شود، معمولاً برای پایان دادن به درزها.
Word Forms
جمعbastings

عبارات و ترکیب‌ها

basting a turkey

در حال چرب کردن یک گوشت بوقلمون

basting brush

برس چرب کردن

basting the roast

در حال چرب کردن گوشت کبابی

basting with butter

چرب کردن با کره

basting liquid

مایع چرب کردن

regular basting

چرب کردن منظم

baste the edges

لبه ها را چرب کنید

basting for flavor

چرب کردن برای طعم

جملات نمونه

she is basting the turkey to keep it moist.

او در حال آب‌رسانی کردن گوشت بوقلمون است تا مرطوب بماند.

basting the meat with sauce enhances its flavor.

آب‌رسانی کردن گوشت با سس باعث افزایش طعم آن می‌شود.

he learned the technique of basting from his grandmother.

او تکنیک آب‌رسانی را از مادربزرگش یاد گرفت.

basting during cooking helps achieve a golden crust.

آب‌رسانی در حین پخت کمک می‌کند تا یک پوسته طلایی به دست آید.

don't forget to baste the chicken every 30 minutes.

فراموش نکنید که هر 30 دقیقه یکبار مرغ را آب‌رسانی کنید.

she uses a brush for basting the grilled vegetables.

او از یک برس برای آب‌رسانی سبزیجات گریل شده استفاده می‌کند.

proper basting can make a big difference in roasting.

آب‌رسانی مناسب می‌تواند تفاوت بزرگی در برشته کردن ایجاد کند.

he prefers to baste his steak with garlic butter.

او ترجیح می‌دهد استیک خود را با کره سیر آب‌رسانی کند.

basting is essential for achieving tender and juicy results.

آب‌رسانی برای دستیابی به نتایج لطیف و آبدار ضروری است.

she learned that basting can prevent drying out the meat.

او متوجه شد که آب‌رسانی می‌تواند از خشک شدن گوشت جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید