bathometer

[ایالات متحده]/ˈbætθəˌmiːtər/
[بریتانیا]/ˈbæθəmɪˌtɛr/

ترجمه

n. ابزاری برای اندازه‌گیری عمق آب.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bathometer reading

خواندن غوطه ورسنج

bathometer calibration

کالیبراسیون غوطه ورسنج

accurate bathometer readings

خواندن دقیق غوطه ورسنج

bathometer malfunction

خرابی غوطه ورسنج

oceanographic bathometer

غوطه ورسنج اقیانوس نگاری

portable bathometer

غوطه ورسنج قابل حمل

sonar bathometer system

سیستم غوطه ورسنج صوتی

deploy a bathometer

استقرار یک غوطه ورسنج

analyze bathometer data

تجزیه و تحلیل داده های غوطه ورسنج

جملات نمونه

the bathometer is essential for deep-sea exploration.

سنجشگر عمق، برای اکتشافات اقیانوسی عمیق ضروری است.

we used a bathometer to measure the ocean's depth.

ما از یک سنجشگر عمق برای اندازه گیری عمق اقیانوس استفاده کردیم.

bathometers provide accurate readings underwater.

سنجشگرهای عمق، خواندن های دقیقی زیر آب ارائه می دهند.

the research team calibrated the bathometer before the dive.

تیم تحقیقاتی قبل از غواصی، سنجشگر عمق را کالیبره کرد.

using a bathometer can help in mapping the ocean floor.

استفاده از یک سنجشگر عمق می تواند به نقشه برداری از کف اقیانوس کمک کند.

bathometers are often used in marine biology studies.

سنجشگرهای عمق اغلب در مطالعات بیولوژی دریایی استفاده می شوند.

the bathometer indicated a depth of 200 meters.

سنجشگر عمق نشان داد که عمق 200 متر است.

he is an expert in using bathometers for underwater surveys.

او در استفاده از سنجشگرهای عمق برای بررسی های زیر آب، متخصص است.

bathometers are crucial for understanding ocean currents.

سنجشگرهای عمق برای درک جریان های اقیانوسی بسیار مهم هستند.

we need to replace the old bathometer with a new one.

ما باید سنجشگر عمق قدیمی را با یک جدید جایگزین کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید