batiks

[ایالات متحده]/ˈbætɪks/
[بریتانیا]/ˈbætiks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع باتیک؛ پارچه‌های تزئین‌شده با رنگ‌آمیزی با موم-مقاوم

جملات نمونه

she loves to wear batiks during the summer.

او عاشق پوشیدن باتیک در طول تابستان است.

batiks are often used in traditional ceremonies.

باتیک‌ها اغلب در مراسم‌های سنتی استفاده می‌شوند.

he bought some beautiful batiks from the market.

او چند باتیک زیبا از بازار خرید.

many artists create stunning batiks with vibrant colors.

هنرمندان زیادی باتیک‌های خیره‌کننده با رنگ‌های زنده می‌سازند.

batiks can be found in various patterns and designs.

باتیک‌ها را می‌توان در طرح‌ها و نقش‌های مختلف پیدا کرد.

she learned the art of making batiks in a workshop.

او هنر ساخت باتیک را در یک کارگاه یاد گرفت.

wearing batiks makes me feel connected to my culture.

پوشیدن باتیک باعث می‌شود احساس کنم به فرهنگم مرتبط هستم.

batiks are a popular souvenir for tourists.

باتیک‌ها یک سوغاتی محبوب برای گردشگران هستند.

she decorated her home with colorful batiks.

او خانه خود را با باتیک‌های رنگارنگ تزئین کرد.

batiks represent a rich tradition of textile art.

باتیک‌ها نشان‌دهنده یک سنت غنی از هنر نساجی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید