| جمع | battallions |
the battalion marched at dawn toward the enemy position.
پاسداران در آغاز روز به سمت موقعیت دشمن حرکت کردند.
a battalion of elite troops defended the border.
یک پاسداران از نیروهای انتخابی مرز را دفاع کرد.
the commander led his battalion into the fierce battle.
فرمانده پاسداران خود را به مبارزه شدید راهنمایی کرد.
three battalions launched a coordinated assault on the hill.
سه پاسداران به طور هماهنگ به تهاجمی علیه کوه پرداختند.
the infantry battalion advanced under heavy enemy fire.
پاسداران پیادهنظام در برابر آتش دشمن سنگین پیش رفتند.
our battalion suffered heavy casualties in the campaign.
پاسداران ما در حملههای سنگین زیانهای زیادی داشتند.
the tank battalion provided crucial support during the attack.
پاسداران تانک در حمله حمایت حیاتی فراهم کردند.
he was promoted to command a battalion of soldiers.
او به رتبهای بالاتر منصوب شد تا یک پاسداران نیروهای نظامی را فرماندهی کند.
the battalion held its ground against repeated assaults.
پاسداران در برابر حملات مکرر خود را حفظ کردند.
reinforcements were sent to strengthen the battalion.
تقویتهایی برای تقویت پاسداران ارسال شد.
the entire battalion surrendered after weeks of siege.
پس از هفتههایی از حصار، تمام پاسداران تسلیم شدند.
the battalion trained new recruits for three months.
پاسداران برای سه ماه نیروهای جدید را آموزش دادند.
the battalion ran out of ammunition during the battle.
در میان مبارزه، پاسداران از نیروی تسلیحی خالی شدند.
orders came directly from battalion headquarters.
دستورالعملها مستقیماً از سرکانه پاسداران آمد.
all battalions fought together in the major offensive.
همه پاسداران در حمله اصلی با هم مبارزه کردند.
the battalion marched at dawn toward the enemy position.
پاسداران در آغاز روز به سمت موقعیت دشمن حرکت کردند.
a battalion of elite troops defended the border.
یک پاسداران از نیروهای انتخابی مرز را دفاع کرد.
the commander led his battalion into the fierce battle.
فرمانده پاسداران خود را به مبارزه شدید راهنمایی کرد.
three battalions launched a coordinated assault on the hill.
سه پاسداران به طور هماهنگ به تهاجمی علیه کوه پرداختند.
the infantry battalion advanced under heavy enemy fire.
پاسداران پیادهنظام در برابر آتش دشمن سنگین پیش رفتند.
our battalion suffered heavy casualties in the campaign.
پاسداران ما در حملههای سنگین زیانهای زیادی داشتند.
the tank battalion provided crucial support during the attack.
پاسداران تانک در حمله حمایت حیاتی فراهم کردند.
he was promoted to command a battalion of soldiers.
او به رتبهای بالاتر منصوب شد تا یک پاسداران نیروهای نظامی را فرماندهی کند.
the battalion held its ground against repeated assaults.
پاسداران در برابر حملات مکرر خود را حفظ کردند.
reinforcements were sent to strengthen the battalion.
تقویتهایی برای تقویت پاسداران ارسال شد.
the entire battalion surrendered after weeks of siege.
پس از هفتههایی از حصار، تمام پاسداران تسلیم شدند.
the battalion trained new recruits for three months.
پاسداران برای سه ماه نیروهای جدید را آموزش دادند.
the battalion ran out of ammunition during the battle.
در میان مبارزه، پاسداران از نیروی تسلیحی خالی شدند.
orders came directly from battalion headquarters.
دستورالعملها مستقیماً از سرکانه پاسداران آمد.
all battalions fought together in the major offensive.
همه پاسداران در حمله اصلی با هم مبارزه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید