baubled

[ایالات متحده]/'bɔːb(ə)l/
[بریتانیا]/'bɔbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جواهر کوچک؛ یک مورد تزئینی کوچک با ارزش کم

عبارات و ترکیب‌ها

Christmas bauble

حباب کریسمس

ornamental bauble

حباب تزئینی

sparkling bauble

حباب درخشان

جملات نمونه

Afool should never hold a bauble in his hand.

Afool هرگز نباید یک تزئینی را در دست خود نگه دارد.

That little bauble is not to be compared with (not to ) this enormous jewel.

آن تزئینی کوچک قابل مقایسه با این جواهر بزرگ نیست.

She loves to decorate the Christmas tree with colorful baubles.

او عاشق تزئین درخت کریسمس با تزئینات رنگارنگ است.

The shop sells a variety of baubles for different occasions.

فروشگاه انواع تزئینات برای مناسبت های مختلف را می فروشد.

He bought a shiny bauble for his niece's birthday.

او یک تزئینی براق برای تولد خواهرزاده اش خرید.

The bauble fell off the tree and shattered into pieces.

تزئینی از درخت افتاد و به قطعات خرد شد.

She wore a necklace adorned with colorful baubles.

او یک گردنبند مزین به تزئینات رنگارنگ به تن کرد.

The children were excited to hang baubles on the classroom tree.

کودکان از آویزان کردن تزئینات روی درخت کلاس درس هیجان زده بودند.

The bauble added a touch of elegance to the room.

تزئینی کمی از ظرافت را به اتاق اضافه کرد.

She carefully wrapped the delicate bauble in tissue paper.

او با دقت تزئینی ظریف را در کاغذ کرپ پیچید.

The bauble collection on the shelf caught her eye.

مجموعه تزئینات روی قفسه توجه او را جلب کرد.

He gifted her a handmade bauble as a token of friendship.

او به عنوان نشانه ای از دوستی، یک تزئینی دست ساز به او هدیه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید