baud

[ایالات متحده]/bɔːd/
[بریتانیا]/bod/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نرخ انتقال داده‌ها از طریق یک کانال ارتباطی.
Word Forms
جمعbauds

عبارات و ترکیب‌ها

baud rate

نرخ مودم

standard baud rate

نرخ مودم استاندارد

9600 baud connection

اتصال 9600 مودم

baud error detection

تشخیص خطای مودم

baud rate mismatch

عدم تطابق نرخ مودم

جملات نمونه

the modem operates at a speed of 9600 baud.

مودم با سرعت 9600 بیت در ثانیه کار می‌کند.

higher baud rates can improve data transmission.

نرخ‌های باود بالاتر می‌توانند انتقال داده را بهبود بخشند.

we need to set the baud rate for the serial connection.

ما باید نرخ باود را برای اتصال سریال تنظیم کنیم.

the device supports baud rates up to 115200.

این دستگاه از نرخ‌های باود تا 115200 پشتیبانی می‌کند.

adjusting the baud rate can resolve communication issues.

تنظیم نرخ باود می‌تواند مشکلات ارتباطی را حل کند.

the standard baud rate for this application is 4800.

نرخ باود استاندارد برای این برنامه 4800 است.

ensure the baud rate settings match on both devices.

اطمینان حاصل کنید که تنظیمات نرخ باود در هر دو دستگاه مطابقت دارند.

baud rate affects the speed of data transfer.

نرخ باود بر سرعت انتقال داده تأثیر می‌گذارد.

we tested the connection at different baud rates.

ما اتصال را با نرخ‌های باود مختلف آزمایش کردیم.

some protocols require specific baud rates for operation.

برخی از پروتکل‌ها برای عملکرد به نرخ‌های باود خاص نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید