bauds

[ایالات متحده]/bɔːdz/
[بریتانیا]/baud/

ترجمه

n. واحدهای اندازه‌گیری برای سرعت انتقال داده‌ها؛ واحد اندازه‌گیری برابر با یک بیت در ثانیه، که اغلب در ارتباطات از راه دور استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

baud rate

نرخ مودم

جملات نمونه

the modem can transmit data at various bauds.

مودم می‌تواند داده‌ها را با نرخ‌های مختلف ارسال کند.

higher bauds allow for faster data transmission.

نرخ‌های بالاتر امکان انتقال سریع‌تر داده‌ها را فراهم می‌کنند.

we need to adjust the settings for optimal bauds.

ما باید تنظیمات را برای نرخ بهینه تنظیم کنیم.

the device supports multiple bauds for compatibility.

این دستگاه از نرخ‌های متعدد برای سازگاری پشتیبانی می‌کند.

bauds are crucial for effective communication over networks.

نرخ‌ها برای برقراری ارتباط موثر در شبکه‌ها حیاتی هستند.

different applications may require different bauds.

برنامه‌های مختلف ممکن است به نرخ‌های مختلف نیاز داشته باشند.

understanding bauds can help troubleshoot connectivity issues.

درک نرخ‌ها می‌تواند به رفع مشکلات اتصال کمک کند.

we will test the connection at 9600 bauds.

ما اتصال را با نرخ 9600 تست خواهیم کرد.

bauds are often specified in technical documentation.

نرخ‌ها اغلب در اسناد فنی مشخص می‌شوند.

she explained how to configure the device for different bauds.

او توضیح داد که چگونه دستگاه را برای نرخ‌های مختلف پیکربندی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید