bawdries

[ایالات متحده]/bɔːdriːz/
[بریتانیا]/bawdriz/

ترجمه

n. زبان vulgar یا obscene؛ فحشا

عبارات و ترکیب‌ها

bawdries and brothels

بَودریز و خانه‌های روسپی‌گری

rumors of bawdries

گمانه‌های مربوط به بودریز

جملات نمونه

his bawdries often made the audience laugh.

خنده های او اغلب باعث خنده مخاطبان می شد.

she told bawdries that were not suitable for children.

او داستان های خنده داری تعریف کرد که برای کودکان مناسب نبود.

the bawdries in the play shocked some viewers.

داستان های خنده دار در نمایش برخی از بینندگان را شوکه کرد.

his bawdries were well-received at the comedy club.

داستان های خنده دار او در کلوپ خنده به خوبی پذیرفته شد.

they exchanged bawdries during their late-night conversation.

آنها در طول گفتگوهای شبانه خود داستان های خنده دار رد و بدل کردند.

she has a talent for telling bawdries that entertain.

او استعداد تعریف داستان های خنده داری را دارد که سرگرم کننده هستند.

his bawdries were a hit at the party.

داستان های خنده دار او در مهمانی بسیار محبوب بودند.

some found his bawdries offensive, while others laughed.

برخی داستان های خنده دار او را توهین آمیز یافتند، در حالی که برخی دیگر خندیدند.

the comedian was known for his bawdries and wit.

کمدین به خاطر داستان های خنده دار و هوش خود شناخته می شد.

they were shocked by the bawdries in the stand-up routine.

آنها از داستان های خنده دار در برنامه استندآپ شوکه شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید