beaker

[ایالات متحده]/'biːkə/
[بریتانیا]/'bikɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی که برای نگهداری یا اندازه‌گیری مایعات استفاده می‌شود، معمولاً با دهانه وسیع و کف صاف

عبارات و ترکیب‌ها

glass beaker

بشروب شیشه‌ای

chemistry beaker

بشروب شیمیایی

measuring beaker

بشروب مدرج

جملات نمونه

She drank from a plastic beaker.

او از یک بشر پلاستیکی نوشید.

a glass beaker containing copper sulphate solution

یک بشر شیشه ای حاوی محلول سولفات مس

The scientist poured the solution into the beaker.

دانشمند محلول را در بشر ریخت.

She carefully measured the liquid in the beaker.

او با دقت مایع داخل بشر را اندازه گیری کرد.

The beaker shattered when it was dropped on the floor.

بشر وقتی روی زمین افتاد خرد شد.

The student used a beaker to conduct the experiment.

دانشجو از یک بشر برای انجام آزمایش استفاده کرد.

The beaker was filled with a colorful solution.

بشر با یک محلول رنگارنگ پر شده بود.

He gently swirled the contents of the beaker.

او به آرامی محتویات بشر را هم زد.

The chemistry lab had rows of beakers on the shelves.

آزمایشگاه شیمی دارای ردیف هایی از بشرها روی قفسه ها بود.

The beaker was heated over a Bunsen burner.

بشر روی شعله آزمایشگاهی گرم شد.

The beaker was labeled with the chemical name.

روی بشر نام شیمی نوشته شده بود.

The beaker was made of borosilicate glass.

بشر از شیشه بوروسیلات ساخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید