beany

[ایالات متحده]/ˈbiːni/
[بریتانیا]/ˈbiːni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از انرژی؛ پرنشاط و زنده
Word Forms
جمعbeanies

عبارات و ترکیب‌ها

beany dip

غوطه‌ور در لوبیا

beany flavor

طعم لوبیا

beany smell

بوی لوبیا

beany aroma

عطر لوبیا

a beany salad

سالاد لوبیا

beany texture

بافت لوبیا

a beany burger

برگر لوبیا

beany protein

پروتئین لوبیا

a beany meal

وعده غذایی لوبیا

جملات نمونه

these beany snacks are perfect for a quick bite.

این میان‌وعده‌های لوبیا عالی برای یک لقمه سریع هستند.

she loves to make beany soups during winter.

او عاشق درست کردن سوپ لوبیا در زمستان است.

beany dishes are a great source of protein.

غذاهای لوبیا منبع خوبی از پروتئین هستند.

my favorite beany salad has a mix of different legumes.

سالاد لوبیا مورد علاقه من ترکیبی از حبوبات مختلف دارد.

she added beany toppings to her pizza.

او مواد رویه لوبیا را به پیتزای خود اضافه کرد.

beany dips are a hit at parties.

غوطه‌ور شدن لوبیا در مهمانی‌ها محبوب است.

he prefers beany desserts over chocolate.

او ترجیح می‌دهد دسر لوبیا را به شکلات ترجیح دهد.

beany breakfast options are filling and nutritious.

گزینه‌های صبحانه لوبیا سیرکننده و مغذی هستند.

they served a beany stew at the family gathering.

آنها غذای لوبیا را در گردهمایی خانوادگی سرو کردند.

beany snacks can be a healthy alternative to chips.

میان‌وعده‌های لوبیا می‌توانند جایگزینی سالم برای چیپس باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید