bearded man
مرد با ریش
long bearded
دارای ریش بلند
thick bearded
دارای ریش ضخیم
well-groomed beard
ریش آراسته
bushy beard
ریش پرپ
full beard
ریش کامل
a spare, bearded figure.
یک چهرهی اضافی، با ریش
bearded the power of the king;
ریش قدرت پادشاه را نشان میداد;
bearded reddish sheep of southern Asia
گوسفندان سرخریش از جنوب آسیا
I had visualized scientists as bearded old men.
من دانشمندان را به عنوان مردان مسن با ریش تصور میکردم.
"The long-haired man must be Brujon, and the bearded one Demi-Liard,alias Deux-Milliards."
«آن مرد با موهای بلند باید بروژون باشد و آن مرد با ریش دمیلیارد، ملقب به دو میلیار است.»
The bearded man walked into the barbershop for a trim.
مرد با ریش برای کوتاه کردن ریش وارد مغازه آرایشگری شد.
The bearded dragon is a popular pet reptile.
مارمولک سوسری با ریش یک خزندگان خانگی محبوب است.
The bearded professor lectured on ancient history.
استاد با ریش درباره تاریخ باستان سخنرانی کرد.
The bearded sailor had tales of his adventures at sea.
ملوان با ریش داستانهای ماجراجوییهای خود در دریا را داشت.
The bearded musician strummed his guitar at the street corner.
موسیقیدان با ریش گیتار خود را در گوشه خیابان مینواخت.
The bearded biker rode his Harley Davidson through the desert.
موتورسوار با ریش با هارلی دیویدسون خود از صحرا عبور کرد.
The bearded chef prepared a delicious meal in the kitchen.
سرآشپز با ریش یک غذای خوشمزه در آشپزخانه تهیه کرد.
The bearded lumberjack chopped wood in the forest.
قطعکنندهی چوب با ریش در جنگل چوب میشکست.
The bearded actor starred in the new historical drama.
بازیگر با ریش در نمایشنامهی تاریخی جدید نقشآفرینی کرد.
The bearded wizard cast a spell to protect the kingdom.
جادوگر با ریش جادویی برای محافظت از پادشاهی انداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید