bearskin

[ایالات متحده]/'beəskɪn/
[بریتانیا]/'bɛrskɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.محصول پوست خرس؛ بوسبی پوست خرس
Word Forms
جمعbearskins

عبارات و ترکیب‌ها

bearskin rug

گلدان پوست خرس

bearskin hat

کلاه پوست خرس

bearskin coat

پالتوی پوست خرس

bearskin gloves

دستکش پوست خرس

جملات نمونه

However, when Bearskin reached into his pocket and pulled out a handful of ducats, the innkeeper softened and gave him a room in an outbuilding.

با این حال، وقتی بهارسکن به داخل جیب خود دسترسی پیدا کرد و مشتی دوکات بیرون آورد، صاحب مهمان‌سرای نرم‌تر شد و اتاقی در یک ساختمان فرعی به او داد.

He wore a bearskin hat to keep warm in the winter.

او برای گرم ماندن در زمستان، کلاهی از پوست خرس به سر داشت.

The bearskin rug added a touch of luxury to the living room.

فرش پوست خرس، کمی از تجمل را به اتاق نشیمن اضافه کرد.

The guards at Buckingham Palace wear bearskin hats as part of their uniform.

نگهبانان کاخ باکینگهام به عنوان بخشی از یونیفرم خود، کلاه های پوست خرس می پوشند.

She found a bearskin coat at the vintage store.

او یک کت پوست خرس را در فروشگاه عتیقه پیدا کرد.

The hunter proudly displayed his bearskin trophy on the wall.

شکارچی به افتخار خود، ट्रॉफी پوست خرس خود را روی دیوار به نمایش گذاشت.

The bearskin symbolized strength and protection in many Native American cultures.

پوست خرس در بسیاری از فرهنگ های بومی آمریکا نماد قدرت و محافظت بود.

The bearskin was passed down through generations in the family.

پوست خرس در طول نسل ها در خانواده منتقل می شد.

The soldiers wore bearskin caps during the parade.

سربازان در طول رژه، کلاه های پوست خرس به سر داشتند.

She felt the softness of the bearskin against her skin.

او نرمی پوست خرس را روی پوست خود احساس کرد.

The bearskin was a prized possession for the tribe.

پوست خرس دارایی ارزشمندی برای قبیله بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید