beasties

[ایالات متحده]/ˈbiːstiːz/
[بریتانیا]/ˈbɛstiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودات یا حیوانات کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

garden beasties

حیوانات باغ

computer beasties

حیوانات کامپیوتری

sea beasties

حیوانات دریایی

جملات نمونه

my little brother loves to play with the beasties in the garden.

برادر کوچکم عاشق بازی کردن با موجودات خیالی در باغ است.

we often see beasties roaming around the countryside.

ما اغلب موجودات خیالی را در حال پرسه زدن در اطراف روستاها می‌بینیم.

the children were excited to learn about different beasties in the zoo.

کودکان از یادگیری در مورد موجودات خیالی مختلف در باغ وحش هیجان‌زده بودند.

in the fairy tale, the beasties helped the hero on his journey.

در داستان افسانه‌ای، موجودات خیالی به قهرمان در سفرش کمک کردند.

she has a special talent for understanding beasties and their behaviors.

او استعداد خاصی در درک موجودات خیالی و رفتارهایشان دارد.

beasties can be found in every corner of the world.

موجودات خیالی را می‌توان در هر گوشه جهان پیدا کرد.

we created a habitat for the beasties in our backyard.

ما زیستگاه‌ای برای موجودات خیالی در حیاط پشتی خود ایجاد کردیم.

the documentary showcased various beasties from the rainforest.

مستند، انواع مختلفی از موجودات خیالی را از جنگل بارانی به نمایش گذاشت.

beasties play an important role in maintaining the ecosystem.

موجودات خیالی نقش مهمی در حفظ اکوسیستم ایفا می‌کنند.

my favorite beasties are the ones that come out at night.

محبوب‌ترین موجودات خیالی من، موجوداتی هستند که شب‌ها بیرون می‌آیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید