bugs

[ایالات متحده]/bʌɡz/
[بریتانیا]/buhz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حشرات کوچک که می‌توانند مضر یا آزاردهنده باشند.; خطاها یا نقص‌ها در یک برنامه کامپیوتری.

عبارات و ترکیب‌ها

debugging bugs

رفع اشکالات

bug report

گزارش اشکال

fixing bugs

رفع اشکالات

bug tracking

پیگیری اشکالات

known bugs

اشکالات شناخته شده

software bugs

اشکالات نرم افزاری

bug fixes

رفع اشکالات

reporting bugs

گزارش اشکالات

bug list

لیست اشکالات

eliminating bugs

حذف اشکالات

جملات نمونه

there are bugs in the software that need fixing.

باگ‌هایی در نرم‌افزار وجود دارد که نیاز به رفع دارند.

she has a fear of bugs and avoids the outdoors.

او از حشرات می‌ترسد و از رفتن به فضای باز خودداری می‌کند.

we found some bugs in the garden.

ما تعدادی حشره در باغ پیدا کردیم.

the game has a few bugs that affect gameplay.

بازی دارای چند باگ است که بر گیم‌پلی تأثیر می‌گذارد.

he is studying bugs for his biology project.

او حشرات را برای پروژه زیست‌شناسی خود مطالعه می‌کند.

they reported bugs to the development team.

آنها باگ‌ها را به تیم توسعه گزارش کردند.

we need to squash these bugs before the launch.

ما باید این باگ‌ها را قبل از انتشار از بین ببریم.

some bugs can be beneficial for the ecosystem.

برخی از حشرات می‌توانند برای اکوسیستم مفید باشند.

she enjoys collecting bugs as a hobby.

او از جمع‌آوری حشرات به عنوان یک سرگرمی لذت می‌برد.

there are many bugs in this old book.

حشرات زیادی در این کتاب قدیمی وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید