beaus

[ایالات متحده]/bəʊz/
[بریتانیا]/bohz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع beau؛ مردی که برای ظاهر خود تلاش می‌کند؛ جوانی که به عنوان فردی بی‌مسئولیت یا خوش‌گذران در نظر گرفته می‌شود؛ یک عاشق؛ یک معشوق؛ یک خواستگار

عبارات و ترکیب‌ها

all the beaus

همه خواستگاران

the town's beaus

خواستگاران شهر

جملات نمونه

she has several beaus vying for her attention.

او طرفداران زیادی دارد که برای جلب توجه او تلاش می‌کنند.

his beaus often take him out for fancy dinners.

طرفداران او اغلب او را برای شام‌های مجلل بیرون می‌برند.

she enjoys the company of her beaus during the summer.

او از همراهی طرفدارانش در طول تابستان لذت می‌برد.

her beaus always compliment her on her style.

طرفداران او همیشه از سبک او تعریف می‌کنند.

he has a reputation for charming his beaus.

او به خاطر اغوا کردن طرفدارانش شهرت دارد.

many of her beaus are artists or musicians.

بسیاری از طرفداران او هنرمند یا نوازنده هستند.

she often introduces her beaus to her friends.

او اغلب طرفدارانش را به دوستانش معرفی می‌کند.

his beaus appreciate his sense of humor.

طرفداران او از حس شوخ طبعی او قدردانی می‌کنند.

she feels lucky to have such wonderful beaus.

او خوشحال است که چنین طرفداران فوق العاده‌ای دارد.

her beaus often surprise her with thoughtful gifts.

طرفداران او اغلب با هدایای معنی‌دار او را غافلگیر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید