frumps

[US]/frʌmps/
[UK]/frʌmps/

Translation

n. فرد محافظه‌کار; زن بدلباس

Phrases & Collocations

fashion frumps

مد فرومایه

frumps unite

اتحاد فرامپ‌ها

frumps beware

مراقب فرامپ‌ها باشید

frumps ahead

فرامپ‌ها در پیش رو

frumps rule

فرامپ‌ها حکومت می‌کنند

frumps are

فرامپ‌ها هستند

frumps forever

فرامپ‌ها برای همیشه

frumps corner

گوشه فرامپ‌ها

frumps style

سبک فرامپ‌ها

frumps club

باشگاه فرامپ‌ها

Example Sentences

she always dresses like a frump.

او همیشه مثل یک زن نامرتب لباس می‌پوشد.

don't be such a frump; try something new!

اینقدرها نامرتب نباشید؛ سعی کنید چیز جدیدی امتحان کنید!

he called her a frump, but she didn't care.

او او را یک زن نامرتب صدا زد، اما او بی‌اعتنا بود.

frumps often miss out on fun social events.

زنانی که ظاهر نامرتبی دارند اغلب رویدادهای اجتماعی سرگرم کننده را از دست می دهند.

she was tired of being labeled a frump.

او از اینکه به عنوان یک زن نامرتب شناخته می شد خسته شده بود.

frumps can still have great personalities.

زنانی که ظاهر نامرتبی دارند هنوز هم می توانند شخصیت های خوبی داشته باشند.

he joked that frumps need a makeover.

او شوخی کرد که زنانی که ظاهر نامرتبی دارند به یک تغییر ظاهر نیاز دارند.

frumps often prefer comfort over style.

زنانی که ظاهر نامرتبی دارند اغلب راحتی را بر سبک ترجیح می دهند.

she transformed from a frump to a fashionista.

او از یک زن نامرتب به یک فرد با مد تبدیل شد.

don't let being a frump hold you back.

نگذارید اینکه یک زن نامرتب هستید شما را عقب نگه دارد.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now