becomingnesses

[ایالات متحده]/bɪˈkʌmɪŋnəsɪz/
[بریتانیا]/bəˈkʌmɪŋnɛsiz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت مناسب بودن؛ تناسب، صلاحیت یا جذابیت.

جملات نمونه

her becomingnesses in various roles impressed everyone.

تبدیل‌های او در نقش‌های مختلف، همه را تحت تأثیر قرار داد.

the becomingnesses of the characters added depth to the story.

تبدیل‌های شخصیت‌ها عمق بیشتری به داستان بخشید.

his becomingnesses as a leader are evident in his decisions.

تبدیل‌های او به عنوان یک رهبر در تصمیماتش آشکار است.

she showcased her becomingnesses during the presentation.

او در طول ارائه، تبدیل‌های خود را به نمایش گذاشت.

the becomingnesses of the new team members were quickly recognized.

تبدیل‌های اعضای جدید تیم به سرعت مورد توجه قرار گرفت.

his becomingnesses in difficult situations make him a valuable asset.

تبدیل‌های او در شرایط دشوار، او را به یک دارایی ارزشمند تبدیل می‌کند.

the becomingnesses of the product design attracted many customers.

تبدیل‌های طراحی محصول، مشتریان زیادی را جذب کرد.

her becomingnesses to change were crucial for the project's success.

تبدیل‌های او به تغییر برای موفقیت پروژه بسیار مهم بود.

they admired her becomingnesses in adapting to new cultures.

آنها به تبدیل‌های او در تطبیق با فرهنگ‌های جدید احترام گذاشتند.

the becomingnesses of the strategies led to improved outcomes.

تبدیل‌های استراتژی‌ها منجر به نتایج بهتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید