make the bedclothes
چیدن ملحفه ها
wash the bedclothes
شستن ملحفه ها
change the bedclothes
تعویض ملحفه ها
clean the bedclothes
تمیز کردن ملحفه ها
fresh bedclothes
ملحفه های تازه
check the bedclothes
بررسی ملحفه ها
comfortable bedclothes
ملحفه های راحت
bundle of bedclothes
بسته ملحفه
luxurious bedclothes
ملحفه های لوکس
the bedclothes were neatly arranged on the bed.
ملحفه ها به طور مرتب روی تخت مرتب شده بودند.
she decided to wash the bedclothes this weekend.
او تصمیم گرفت این آخر هفته ملحفه ها را بشوید.
the bedclothes kept me warm during the cold night.
ملحفه ها در طول شب سرد مرا گرم نگه داشتند.
he chose colorful bedclothes to brighten up his room.
او ملحفه های رنگارنگ انتخاب کرد تا اتاقش را روشن کند.
they bought new bedclothes for their guest room.
آنها ملحفه های جدید برای اتاق مهمانشان خریدند.
make sure to change the bedclothes regularly for hygiene.
حتماً به طور مرتب ملحفه ها را برای رعایت بهداشت عوض کنید.
the bedclothes matched the curtains perfectly.
ملحفه ها به طور کامل با پرده ها مطابقت داشتند.
she folded the bedclothes and placed them in the closet.
او ملحفه ها را تا کرد و در کمد گذاشت.
he prefers soft bedclothes for a comfortable sleep.
او ترجیح می دهد برای داشتن یک خواب راحت از ملحفه های نرم استفاده کند.
the store has a sale on bedclothes this week.
این هفته فروشگاه تخفیف روی ملحفه ها دارد.
make the bedclothes
چیدن ملحفه ها
wash the bedclothes
شستن ملحفه ها
change the bedclothes
تعویض ملحفه ها
clean the bedclothes
تمیز کردن ملحفه ها
fresh bedclothes
ملحفه های تازه
check the bedclothes
بررسی ملحفه ها
comfortable bedclothes
ملحفه های راحت
bundle of bedclothes
بسته ملحفه
luxurious bedclothes
ملحفه های لوکس
the bedclothes were neatly arranged on the bed.
ملحفه ها به طور مرتب روی تخت مرتب شده بودند.
she decided to wash the bedclothes this weekend.
او تصمیم گرفت این آخر هفته ملحفه ها را بشوید.
the bedclothes kept me warm during the cold night.
ملحفه ها در طول شب سرد مرا گرم نگه داشتند.
he chose colorful bedclothes to brighten up his room.
او ملحفه های رنگارنگ انتخاب کرد تا اتاقش را روشن کند.
they bought new bedclothes for their guest room.
آنها ملحفه های جدید برای اتاق مهمانشان خریدند.
make sure to change the bedclothes regularly for hygiene.
حتماً به طور مرتب ملحفه ها را برای رعایت بهداشت عوض کنید.
the bedclothes matched the curtains perfectly.
ملحفه ها به طور کامل با پرده ها مطابقت داشتند.
she folded the bedclothes and placed them in the closet.
او ملحفه ها را تا کرد و در کمد گذاشت.
he prefers soft bedclothes for a comfortable sleep.
او ترجیح می دهد برای داشتن یک خواب راحت از ملحفه های نرم استفاده کند.
the store has a sale on bedclothes this week.
این هفته فروشگاه تخفیف روی ملحفه ها دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید