bedclothess

[ایالات متحده]/ˈbɛdkləʊðz/
[بریتانیا]/ˈbɛdkloʊθz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه کتان، ملحفه، یا دیگر پوشش‌هایی که روی تخت استفاده می‌شوند.; ملحفه.

عبارات و ترکیب‌ها

make the bedclothes

چیدن ملحفه ها

wash the bedclothes

شستن ملحفه ها

change the bedclothes

تعویض ملحفه ها

clean the bedclothes

تمیز کردن ملحفه ها

fresh bedclothes

ملحفه های تازه

check the bedclothes

بررسی ملحفه ها

comfortable bedclothes

ملحفه های راحت

bundle of bedclothes

بسته ملحفه

luxurious bedclothes

ملحفه های لوکس

جملات نمونه

the bedclothes were neatly arranged on the bed.

ملحفه ها به طور مرتب روی تخت مرتب شده بودند.

she decided to wash the bedclothes this weekend.

او تصمیم گرفت این آخر هفته ملحفه ها را بشوید.

the bedclothes kept me warm during the cold night.

ملحفه ها در طول شب سرد مرا گرم نگه داشتند.

he chose colorful bedclothes to brighten up his room.

او ملحفه های رنگارنگ انتخاب کرد تا اتاقش را روشن کند.

they bought new bedclothes for their guest room.

آنها ملحفه های جدید برای اتاق مهمانشان خریدند.

make sure to change the bedclothes regularly for hygiene.

حتماً به طور مرتب ملحفه ها را برای رعایت بهداشت عوض کنید.

the bedclothes matched the curtains perfectly.

ملحفه ها به طور کامل با پرده ها مطابقت داشتند.

she folded the bedclothes and placed them in the closet.

او ملحفه ها را تا کرد و در کمد گذاشت.

he prefers soft bedclothes for a comfortable sleep.

او ترجیح می دهد برای داشتن یک خواب راحت از ملحفه های نرم استفاده کند.

the store has a sale on bedclothes this week.

این هفته فروشگاه تخفیف روی ملحفه ها دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید