bedposts

[ایالات متحده]/'bedpəʊst/
[بریتانیا]/'bɛdpost/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تیرک عمودی در گوشه تخت خواب برای حمایت از سر تخت

عبارات و ترکیب‌ها

wooden bedpost

ستون تخت‌خواب چوبی

metal bedpost

ستون تخت‌خواب فلزی

جملات نمونه

to cling to the bedpost

چسبیدن به پای تخت

to tie something to the bedpost

ربط دادن چیزی به پای تخت

to knock against the bedpost

ضربه زدن به پای تخت

to decorate the bedpost with fairy lights

تزیین کردن پای تخت با لامپ‌های جادویی

to lean on the bedpost

تکیه کردن به پای تخت

to carve initials into the bedpost

حک کردن حروف اول نام روی پای تخت

to wrap a scarf around the bedpost

پیچیدن یک روسری دور پای تخت

to grab the bedpost for support

گرفتن پای تخت برای حمایت

to polish the wooden bedpost

پولیش کردن پای تخت چوبی

to paint the bedpost a different color

رنگ کردن پای تخت به رنگ متفاوت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید