beduins

[ایالات متحده]/bɛˈdʊɪn/
[بریتانیا]/beˈdiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قوم عربی بدوی که از جایی به جای دیگر سفر می‌کنند بدون اینکه خانه دائمی داشته باشند.

جملات نمونه

the beduin lifestyle is fascinating to many travelers.

سبک زندگی بادیه‌نشینان برای بسیاری از مسافران جذاب است.

beduin hospitality is known for being incredibly warm.

میزبانی بادیه‌نشینان به خاطر بسیار صمیمی بودن مشهور است.

many beduin tribes rely on herding for their livelihood.

بسیاری از قبایل بادیه‌نشین برای کسب روزی خود به کوچاندن دام متکی هستند.

she learned about beduin culture during her travels in the desert.

او در طول سفر خود در صحرا در مورد فرهنگ بادیه‌نشینان یاد گرفت.

beduin tents are traditionally made from goat hair.

چادر بادیه‌نشینان به طور سنتی از موی بز ساخته می‌شود.

he admired the craftsmanship of the beduin jewelry.

او از مهارت ساخت جواهرات بادیه‌نشینان تحسین کرد.

beduin people often tell stories around the campfire.

بادیه‌نشینان اغلب دور آتش داستان تعریف می‌کنند.

she wore a beduin scarf to protect herself from the sun.

او یک روسری بادیه‌نشین پوشید تا از خود در برابر آفتاب محافظت کند.

understanding beduin traditions can enrich your travel experience.

درک سنت‌های بادیه‌نشینان می‌تواند تجربه سفر شما را غنی‌تر کند.

the beduin market was filled with colorful textiles and spices.

بازار بادیه‌نشینان پر از منسوجات و ادویه‌های رنگارنگ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید