tribe

[ایالات متحده]/traɪb/
[بریتانیا]/traɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از مردم، خانواده‌ها یا جوامع که به وسیلهٔ روابط اجتماعی، اقتصادی، مذهبی یا خونی به هم مرتبط هستند

جملات نمونه

the tribe of politicians

قبيله سیاستمداران

a tribe of graduate students.

یک گروه از دانشجویان تحصیلات تکمیلی

an outburst against the whole tribe of theoreticians.

واکنش تند علیه تمام قبیله نظریه‌پردازان.

the wild tribes from the north.

قبایل وحشی از شمال.

Our tribe is under a curse.

قبیله ما نفرین شده است.

The tribe's development was more primitive than that of their neighbours.

توسعه قبیله از آن چیزی که از همسایگانشان پیشرفت‌تر بود، ابتدایی‌تر بود.

Nomadic tribes wander these deserts.

قبایل کوچ‌نشین در این صحراها سرگردانی می‌کنند.

the tribe was flimflammed out of its land.

قبیله از طریق فریب از سرزمین خود طرد شد.

Of the tribe of Joseph, that is of the family of Manasseh, Gaddi, the son of Susi.

از قبیله جوزف، یعنی از خانواده مناشی، گدی، پسر سوسی.

Some African tribes scarify their faces.

برخی از قبایل آفریقایی چهره خود را با ایجاد اسکار (زخم) روی پوستشان، زخمی می‌کنند.

Each Ojibwa tribe was divided into migratory bands.

هر قبیله اوج‌ایبوا به گروه‌های مهاجر تقسیم شد.

The two tribes lived in concord.

دو قبیله در صلح با یکدیگر زندگی می‌کردند.

Many of the tribe's customs and rituals are as old as the hills.

بسیاری از رسوم و آیین‌های قبیله به قدمت تپه‌ها هستند.

The tribes rebelled against the government.

قبایل علیه دولت شورش کردند.

Wild tribes still inhabit part of the Philippines.

قبایل وحشی هنوز بخشی از فیلیپین را مسکونی کرده اند.

some tribes buzzed a few spears at us.

برخی از قبایل چند نیزر به سمت ما پرتاب کردند.

the Hellenic tribes were derived from the Aryan stem.

قبایل هلنی از ریشه آریایی مشتق شده بودند.

Several tribes allied to fend off the invaders.

چند قبیله برای دفع مهاجمان متحد شدند.

The Franks were originally a loose confederation of Germanic tribes.

فرانک ها در ابتدا یک کنفدراسیون آزاد از قبایل ژرمنی بودند.

tribes of children playing under the watchful eyes of nurses.

قبیله‌ای از کودکان که زیر نظر پرستاران بازی می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

The African countries hoped to civilize all primitive tribes.

کشورهای آفریقایی امیدوار بودند تمام قبایل بدوی را متمدن کنند.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

M'Baku leading the Jabari tribe in Battle.

ام.باکو که رهبری قبیله جباری را در نبرد بر عهده داشت.

منبع: Selected Film and Television News

The Samburu and the Maasai are brother tribes.

سامورو و ماسای قبایل برادر هستند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

The markets bring the mountain tribes together.

بازارها قبایل کوهستانی را گرد هم می آورند.

منبع: Beautiful China

We affect each other, just like Easter Island's 11 tribes.

ما بر یکدیگر تأثیر می گذاریم، درست مانند 11 قبیله جزیره ایستر.

منبع: Global Slow English

The general area passed hands many times between large and small nomadic tribes.

این منطقه به طور کلی بارها بین قبایل کوچ نشین بزرگ و کوچک دست به دست گشت.

منبع: Popular Science Essays

Look at that. Wampanoag tribe member Melissa Costa oversees the exhibit.

به آن نگاه کن. ملissa کاستا، عضو قبیله وامپانوآگ، مسئولیت نمایش را بر عهده دارد.

منبع: VOA Standard English_Americas

You are the TED tribe, yeah? But you have to remember that compliment.

شما قبیله تد هستید، نه؟ اما باید آن تعریف را به خاطر بسپارید.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

In fact, hobbits are here still a tribe of nomadic creatures called Harfoots.

در واقع، هابیت ها هنوز هم یک قبیله از موجودات کوچنده به نام هارفوت هستند.

منبع: Selected English short passages

When Yellowstone was designated a national park the native American tribes were chased out.

وقتی پارک ملی یلوستون تعیین شد، قبایل بومی آمریکا بیرون رانده شدند.

منبع: VOA Standard English_Americas

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید