begonia

[ایالات متحده]/biˈɡəunjə/
[بریتانیا]/bɪˈɡonjə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی از جنس بگونیا
شکل‌های واژه
جمعbegonias

عبارات و ترکیب‌ها

tuberous begonia

گل‌پیچ بنگیا

cane begonia

بن گیای ساقه ای

fibrous begonia

بن گیای الیافی

جملات نمونه

check any begonias that you intend to overwinter.

بررسی هر گونه بنجامین که قصد دارید در طول زمستان زنده بمانید.

9.Vermiculite was the optimum medium for Rieger Begonia micropropagation in vitro, the survive rate of the root regeneration plant was 93.8%.

9.ورمی کولیت محیط بهینه برای تکثیر آزمایشگاهی رژر بنجامین در شرایط آزمایشگاهی بود، نرخ بقای گیاه بازسازی ریشه 93.8٪ بود.

The begonia plant needs to be watered regularly.

گیاه بنجامین نیاز به آبیاری منظم دارد.

She planted begonias in her garden for a pop of color.

او بنجامین را در باغ خود برای ایجاد رنگ کاشت.

Begonias thrive in moist, well-draining soil.

بنجامین در خاک مرطوب و با زهکشی خوب رشد می کند.

The begonia leaves were a vibrant shade of pink.

برگ های بنجامین سایه ای روشن صورتی داشتند.

She received a bouquet of begonias for her birthday.

او دسته گل بنجامین را به عنوان هدیه تولد دریافت کرد.

The begonia plant is known for its colorful flowers.

گیاه بنجامین به خاطر گل های رنگارنگش شناخته می شود.

The begonia is a popular choice for indoor plants.

بنجامین یک انتخاب محبوب برای گیاهان آپارتمانی است.

She carefully trimmed the begonia plant to encourage new growth.

او با دقت گیاه بنجامین را برای تشویق رشد جدید هرس کرد.

The begonia is a low-maintenance plant that is perfect for beginners.

بنجامین گیاهی کم نگهداری است که برای مبتدیان مناسب است.

She admired the delicate petals of the begonia flower.

او به گلبرگ های ظریف گل بنجامین نگاه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید