behaviorist

[ایالات متحده]/[ˈbiː.hə.vjʊ.rɪst]/
[بریتانیا]/[ˈbiː.hə.vjʊ.rɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی است که معتقد است رفتار را می‌توان با تحلیل اعمال قابل مشاهده و عوامل محیطی توضیح داد و پیش‌بینی کرد، بدون ارجاع به حالت‌های درونی ذهن؛ طرفدار رفتارگرایی.
adj. مربوط به یا ویژگی رفتارگرایی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

behaviorist approach

رویکرد رفتارگرایانه

behaviorist theory

نظریه رفتارگرایی

a behaviorist

یک رفتارگرا

behaviorist perspective

دیدگاه رفتارگرایانه

behaviorist learning

یادگیری رفتارگرایانه

behaviorist principles

اصول رفتارگرایی

being a behaviorist

رفتارگرا بودن

behaviorist techniques

تکنیک‌های رفتارگرایانه

behaviorist psychology

روان‌شناسی رفتارگرایی

behaviorist era

عصر رفتارگرایی

جملات نمونه

the behaviorist approach emphasizes observable actions and learning through conditioning.

رویکرد رفتارگرایانه بر اعمال قابل مشاهده و یادگیری از طریق شرطی سازی تاکید دارد.

a strict behaviorist would reject internal mental states as irrelevant to understanding behavior.

یک رفتارگرای سخت‌گیر، حالات ذهنی درونی را به عنوان غیرمرتبط با درک رفتار رد خواهد کرد.

skinner was a prominent behaviorist known for his work on operant conditioning.

اسکینر یک رفتارگرای برجسته بود که به خاطر تحقیقاتش در زمینه شرطی‌سازی عامل شناخته می‌شد.

critics argue that behaviorist theories fail to account for complex cognitive processes.

منتقدان استدلال می‌کنند که نظریه‌های رفتارگرایانه برای توضیح فرآیندهای شناختی پیچیده کافی نیستند.

the behaviorist perspective focuses on environmental factors shaping individual responses.

دیدگاه رفتارگرایانه بر عوامل محیطی که پاسخ‌های فردی را شکل می‌دهند، تمرکز دارد.

early behavioral therapies were heavily influenced by behaviorist principles.

درمان‌های رفتاری اولیه به شدت تحت تأثیر اصول رفتارگرایانه بودند.

he adopted a behaviorist framework to analyze the child's problematic behavior.

وی از چارچوب رفتارگرایانه برای تجزیه و تحلیل رفتار مشکل‌ساز کودک استفاده کرد.

the behaviorist paradigm prioritizes external stimuli and their impact on actions.

الگوی رفتارگرایانه محرک‌های خارجی و تأثیر آنها بر اعمال را در اولویت قرار می‌دهد.

many educators have incorporated behaviorist techniques into their teaching strategies.

بسیاری از مربیان از تکنیک‌های رفتارگرایانه در استراتژی‌های آموزشی خود استفاده کرده‌اند.

the study employed a behaviorist methodology to assess the effects of reinforcement.

این مطالعه از یک روش‌شناسی رفتارگرایانه برای ارزیابی اثرات تقویت استفاده کرد.

a staunch behaviorist believes that all behavior is learned through experience.

یک رفتارگرای سرسخت معتقد است که تمام رفتارها از طریق تجربه آموخته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید