bekko

[ایالات متحده]/ˈbɛk.oʊ/
[بریتانیا]/ˈbɛk.oʊ/

ترجمه

n. پوسته لاک‌پشت منقار عقابی، که اغلب در جواهرسازی استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعbekkos

عبارات و ترکیب‌ها

bekko time

زمان بکو

bekko money

پول بکو

not bekko

نه بکو

bekko price

قیمت بکو

bekko deal

معامله بکو

bekko store

فروشگاه بکو

جملات نمونه

she has a special bond with her bekko.

او یک پیوند خاص با بککویش دارد.

he often takes his bekko for walks in the park.

او اغلب بککوی خود را به گردش در پارک می‌برد.

training a bekko requires patience and dedication.

آموزش یک بککو نیاز به صبر و تعهد دارد.

many people love to play with their bekko.

بسیاری از مردم عاشق بازی کردن با بککوی خود هستند.

her bekko is very playful and energetic.

بککوی او بسیار بازیگوش و پرانرژی است.

he enjoys teaching tricks to his bekko.

او از آموزش دادن شعبده به بککوی خود لذت می‌برد.

taking care of a bekko can be rewarding.

مراقبت از یک بککو می‌تواند پاداش‌دهنده باشد.

she feeds her bekko a balanced diet.

او به بککوی خود یک رژیم غذایی متعادل می‌دهد.

his bekko loves to cuddle with him.

بککوی او دوست دارد با او بغل کند.

owning a bekko brings joy to their lives.

داشتن یک بککو شادی را به زندگی آنها می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید