beldame

[ایالات متحده]/ˈbɛldæm/
[بریتانیا]/ˈbɛlˌdæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زن پیر، اغلب با بار معنایی منفی از ناخوشایند یا مداخله‌گر بودن.
Word Forms
جمعbeldames

عبارات و ترکیب‌ها

beldame's cackle

خنده پیرزن

the beldame grumbled

پیرزن غرغر کرد

a beldame's wisdom

حکمت پیرزن

the beldame's tale

داستان پیرزن

beldames gossiping

پیرزن‌ها غیبت می‌کنند

a beldame's warning

هشدار پیرزن

the beldame's shawl

شال پیرزن

جملات نمونه

the beldame warned us about the dangers ahead.

پیرزن از خطرات پیش رو به ما هشدار داد.

she acted like a beldame, full of wisdom.

او مانند یک پیرزن رفتار می‌کرد، سرشار از خرد.

the beldame told us old tales of the forest.

پیرزن داستان‌های قدیمی جنگل را برای ما تعریف کرد.

everyone respected the beldame for her knowledge.

همه به خاطر دانشش به پیرزن احترام می‌گذاشتند.

in the village, the beldame was considered a healer.

در روستا، پیرزن به عنوان یک درمانگر در نظر گرفته می‌شد.

the beldame's advice was sought by many.

مشورت پیرزن مورد توجه بسیاری قرار می‌گرفت.

her beldame persona made her seem mystical.

شخصیت پیرزن او را مرموز نشان می‌داد.

the beldame's garden was filled with herbs.

باغ پیرزن پر از گیاهان دارویی بود.

legends say the beldame can see the future.

افسانه ها می‌گویند پیرزن می‌تواند آینده را ببیند.

we visited the beldame for her wise counsel.

ما برای مشورت خردمندانه او از پیرزن دیدار کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید