maiden

[ایالات متحده]/ˈmeɪdn/
[بریتانیا]/ˈmeɪdn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مجرد، اول
n. یک دختر جوان، یک باکره

عبارات و ترکیب‌ها

maiden name

نام خانوادگی باکره

maiden voyage

سفر اول

maiden speech

خطاب اول

iron maiden

آهن دوش

جملات نمونه

the Titanic's maiden voyage.

سفر اول کشتی تایتانیک

a maiden hight Elaine

پرواز باکره الین

the maiden flight of an aircraft

اولین پرواز یک هواپیما

a maiden voyage; a maiden speech in the House of Commons.

سفر اول؛ سخنرانی باکره در مجلس عوام

that maiden, made by glamour out of flowers.

آن دوشیزه، ساخته شده از جذابیت و گل.

a shy maiden coying it

یک دوشیزه خجالتی که آن را تقلید می‌کند.

the Moon Maiden is one of a number of fanciful lunar inhabitants.

بانوی ماه یکی از چندین خاکی نشین ماه خیالی است.

The aircraft makes its maiden flight tomorrow.

هواپیما فردا اولین پرواز خود را انجام خواهد داد.

she still used her maiden name professionally.

او هنوز هم به طور حرفه ای از نام خانوادگی خود استفاده می کرد.

Iron Maiden - Rainmaker, Arch Enemy - Star Breaker, Rammstein - Eifersucht.

Iron Maiden - Rainmaker, Arch Enemy - Star Breaker, Rammstein - Eifersucht.

A hundred maidens who came to my cold stone door, thinking they would live to serve me in some palace of arching caverns underearth.

صد دختر باکره که به در سنگی سرد من آمدند، فکر می‌کردند که در خدمت من در کاخ‌های زیرزمینی قوس‌دار زندگی خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید