belles

[ایالات متحده]/belz/
[بریتانیا]/beɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بل ؛ زیباترین زنان

جملات نمونه

she wore a dress that made her look like one of the belles.

او لباسی پوشیده بود که باعث می‌شد مانند یکی از دختران زیبا به نظر برسد.

the event was attended by many belles from the community.

این رویداد با حضور بسیاری از دختران زیبا از جامعه برگزار شد.

in the story, the belles were known for their grace and charm.

در داستان، دختران زیبا به خاطر ظرافت و جذابیتشان شناخته می‌شدند.

he admired the belles at the ball for their elegance.

او به خاطر ظرافت و وقارشان، دختران زیبای حاضر در مهمانی را تحسین کرد.

the belles of the ball danced gracefully throughout the night.

دختران زیبای مهمانی در طول شب با ظرافت می‌رقصیدند.

her beauty and poise made her one of the belles of the town.

زیبایی و اعتماد به نفس او باعث شد که یکی از دختران زیبای شهر باشد.

every year, the festival celebrates the belles of the region.

هر سال، جشنواره دختران زیبای منطقه را جشن می‌گیرد.

the belles were dressed in stunning outfits for the occasion.

دختران زیبا برای این مناسبت با لباس‌های خیره‌کننده پوشیده شده بودند.

in her eyes, all the belles were like princesses.

در نظر او، همه دختران زیبا مانند شاهزاده خانم بودند.

the belles shared stories of their adventures and dreams.

دختران زیبا داستان‌های ماجراها و رویاهای خود را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید