belying

[ایالات متحده]/bɪˈlaɪɪŋ/
[بریتانیا]/bəˈlaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را پنهان یا مخفی کردن؛ با انتظارات تناقض داشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

belying appearances

ظاهر فریبنده

belying expectations

توقع را نقض کردن

belying his age

جوانی‌اش را نشان نمی‌داد

belying their wealth

ثروتشان را نشان نمی‌داد

جملات نمونه

the calm expression on her face belies the chaos inside her mind.

حالت آرام بر چهره‌اش، آشفتگی درون ذهنش را پنهان می‌کند.

his cheerful demeanor belies the struggles he faces daily.

رفتار شادش، مشکلاتی را که هر روز با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند، پنهان می‌کند.

the company's profits belied the rumors of financial trouble.

سود شرکت، شایعات مربوط به مشکلات مالی را نقض می‌کرد.

her kind words belied her true feelings of resentment.

کلمات مهربانش، احساسات واقعیِ کینه‌اش را پنهان می‌کرد.

the simplicity of the design belies its complex functionality.

سادگی طراحی، عملکرد پیچیده آن را پنهان می‌کند.

his confident tone belies his lack of experience.

لحن مطمئن او، فقدان تجربه‌اش را پنهان می‌کند.

the vibrant colors of the painting belied its somber theme.

رنگ‌های زنده نقاشی، مضمون غم‌انگیز آن را پنهان می‌کرد.

the peaceful landscape belies the harsh realities of life there.

مناظر آرام، واقعیت‌های سخت زندگی آنجا را پنهان می‌کند.

her laughter belies the pain she has endured.

خنده‌هایش، رنجی را که متحمل شده پنهان می‌کند.

the old building's exterior belies its modern interior.

نمای بیرونی ساختمان قدیمی، فضای داخلی مدرن آن را پنهان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید