beneficing others is a key aspect of community service.
بهرهرسانی به دیگران یک جنبه کلیدی از خدمات اجتماعی است.
she found joy in beneficing her friends with thoughtful gifts.
او از دادن هدایای معنیدار به دوستانش شادی یافت.
his actions were aimed at beneficing the less fortunate.
اقدامات او برای کمک به نیازمندان بود.
we should focus on beneficing the environment through sustainable practices.
ما باید بر روی بهرهبرداری از محیطزیست از طریق شیوههای پایدار تمرکز کنیم.
she has dedicated her life to beneficing the community.
او زندگی خود را وقف کمک به جامعه کرده است.
beneficing the next generation is a responsibility we all share.
بهرهرسانی از نسل آینده یک مسئولیت است که همه ما با آن سهیم هستیم.
his volunteer work is all about beneficing those in need.
کار داوطلبانه او تماماً در مورد کمک به نیازمندان است.
many organizations are dedicated to beneficing society.
سازمانهای زیادی به کمک به جامعه اختصاص داده شدهاند.
they organized a fundraiser aimed at beneficing local charities.
آنها یک اهداییه را برای کمک به خیریههای محلی سازماندهی کردند.
her research focused on beneficing public health initiatives.
تحقیقات او بر روی کمک به طرحهای بهداشت عمومی متمرکز بود.
beneficing others is a key aspect of community service.
بهرهرسانی به دیگران یک جنبه کلیدی از خدمات اجتماعی است.
she found joy in beneficing her friends with thoughtful gifts.
او از دادن هدایای معنیدار به دوستانش شادی یافت.
his actions were aimed at beneficing the less fortunate.
اقدامات او برای کمک به نیازمندان بود.
we should focus on beneficing the environment through sustainable practices.
ما باید بر روی بهرهبرداری از محیطزیست از طریق شیوههای پایدار تمرکز کنیم.
she has dedicated her life to beneficing the community.
او زندگی خود را وقف کمک به جامعه کرده است.
beneficing the next generation is a responsibility we all share.
بهرهرسانی از نسل آینده یک مسئولیت است که همه ما با آن سهیم هستیم.
his volunteer work is all about beneficing those in need.
کار داوطلبانه او تماماً در مورد کمک به نیازمندان است.
many organizations are dedicated to beneficing society.
سازمانهای زیادی به کمک به جامعه اختصاص داده شدهاند.
they organized a fundraiser aimed at beneficing local charities.
آنها یک اهداییه را برای کمک به خیریههای محلی سازماندهی کردند.
her research focused on beneficing public health initiatives.
تحقیقات او بر روی کمک به طرحهای بهداشت عمومی متمرکز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید