benifits

[ایالات متحده]/ˈbɛnɪfɪts/
[بریتانیا]/ˈbɛnɪfɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حالت شناسایی سوم شخص در زمان حاضر از benefit؛ دریافت مزیت یا بهبود.
n. تخفیف‌های خرید گروهی؛ مزیت یا سود حاصل از چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

health benifits

مزايا سلامتي

key benifits

مزايا کليدي

social benifits

مزايا اجتماعي

employee benifits

مزايا کارمند

economic benifits

مزايا اقتصادي

mutual benifits

مزايا متقابل

benifits package

بسته مزايا

benifits for

مزايا براي

practical benifits

مزايا عملی

long-term benifits

مزايا بلند مدت

جملات نمونه

regular exercise has many health benefits.

ورزش منظم مزایای زیادی برای سلامتی دارد.

the benefits of a balanced diet are well documented.

مزایای یک رژimen متعادل به خوبی ثبت شده‌اند.

our company offers an excellent benefits package.

شرکت ما یک بسته‌ی عالی از مزایا ارائه می‌دهد.

employees receive many benefits including health insurance.

کارمندان مزایای زیادی دریافت می‌کنند که شامل بیمه‌ی سلامتی نیز می‌شود.

the economic benefits of tourism are significant.

مزایای اقتصادی گردشگری قابل توجه است.

social media has both benefits and drawbacks.

شبکه‌های اجتماعی هم مزایا و هم معایبی دارند.

our partnership will bring mutual benefits to both companies.

همکاری ما مزایای متقابلی برای هر دو شرکت به ارمغان خواهد آورد.

the benefits outweigh the risks in this case.

در این مورد مزایا از ریسک‌ها بیشتر است.

many jobs offer fringe benefits like gym memberships.

بسیاری از شغل‌ها مزایای جانبی مانند عضویت در گیم را ارائه می‌دهند.

retirement benefits provide financial security for seniors.

مزایای بازنشستگی امنیت مالی برای افراد سالمند فراهم می‌کند.

the program offers educational benefits for students.

این برنامه مزایای آموزشی برای دانش‌آموزان ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید