drawbacks

[ایالات متحده]/ˈdrɔːbæks/
[بریتانیا]/ˈdrɔːbæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معایب یا جنبه‌های منفی

عبارات و ترکیب‌ها

drawbacks exist

معایب وجود دارند

drawbacks include

معایب شامل

drawbacks outweigh

معایب برتری دارند

drawbacks discussed

معایب مورد بحث قرار گرفتند

drawbacks noted

معایب ذکر شد

drawbacks arise

معایب ایجاد می شوند

drawbacks highlighted

معایب برجسته شدند

drawbacks assessed

معایب ارزیابی شدند

drawbacks mitigated

معایب کاهش یافتند

drawbacks acknowledged

معایب مورد تایید قرار گرفتند

جملات نمونه

every investment has its drawbacks.

هر سرمایه‌گذاری معایبی دارد.

the new software has several drawbacks that need to be addressed.

نرم‌افزار جدید دارای چندین نقطه ضعف است که باید به آنها رسیدگی شود.

while the plan is good, it also has some significant drawbacks.

در حالی که طرح خوب است، معایب مهمی نیز دارد.

understanding the drawbacks of a product can help in making better choices.

درک معایب یک محصول می‌تواند به انتخاب‌های بهتر کمک کند.

there are drawbacks to working from home.

کار کردن از خانه معایبی دارد.

we must consider the drawbacks before making a decision.

ما باید قبل از تصمیم‌گیری معایب را در نظر بگیریم.

despite its benefits, the approach has notable drawbacks.

با وجود مزایای آن، این روش دارای معایب قابل توجهی است.

identifying the drawbacks early can save time and resources.

شناسایی معایب در مراحل اولیه می‌تواند در صرفه‌جویی در زمان و منابع کمک کند.

there are some drawbacks to using this method for data analysis.

استفاده از این روش برای تجزیه و تحلیل داده‌ها معایبی دارد.

one of the main drawbacks of the proposal is its high cost.

یکی از معایب اصلی این پیشنهاد هزینه بالای آن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید