bennes

[ایالات متحده]/bɛnz/
[بریتانیا]/benz/

ترجمه

n. دانه‌های کنجد

عبارات و ترکیب‌ها

bennes and blessings

نعم و برکات

جملات نمونه

he placed the bennes in the truck for easy transportation.

او بن‌ها را در کامیون برای حمل و نقل آسان قرار داد.

the construction site had several bennes for waste disposal.

در محل ساخت و ساز چندین بن برای دفع زباله وجود داشت.

we need to rent bennes for the upcoming renovation project.

ما نیاز داریم بن‌ها را برای پروژه بازسازی آتی اجاره کنیم.

make sure the bennes are emptied regularly to avoid overflow.

مطمئن شوید که بن‌ها به طور منظم خالی می‌شوند تا از سرریز شدن جلوگیری شود.

they used bennes to sort recyclable materials from the waste.

آنها از بن‌ها برای جدا کردن مواد قابل بازیافت از زباله استفاده کردند.

after the event, we filled the bennes with leftover materials.

پس از رویداد، ما بن‌ها را با مواد اضافی پر کردیم.

it is important to label the bennes for different types of waste.

برچسب‌گذاری بن‌ها برای انواع مختلف زباله مهم است.

the city provides bennes for residents to dispose of large items.

شهر بن‌هایی را در اختیار ساکنان برای دفع وسایل بزرگ قرار می‌دهد.

they were responsible for maintaining the cleanliness of the bennes.

آنها مسئول حفظ نظافت بن‌ها بودند.

using bennes can help streamline the waste management process.

استفاده از بن‌ها می‌تواند به ساده‌سازی فرآیند مدیریت پسماند کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید