bennington

[ایالات متحده]/ˈbɛnɪŋtən/
[بریتانیا]/ˈbɛnɪŋtn̩ /
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شهر در ورمانت، ایالات متحده؛ سفال بنینگتون (که به عنوان بنینگتون‌ور نیز شناخته می‌شود)؛ ظروف بنینگتون (اصطلاح عمومی).
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bennington college

دانشگاه بنینگتون

visit bennington vermont

بازدید از بنینگتون، ورمونت

live in bennington

در بنینگتون زندگی کنید

bennington pottery

هنر سفالگری بنینگتون

explore bennington's history

کاوش در تاریخ بنینگتون

bennington battle monument

نماد رزم بنینگتون

bennington's charming downtown

مرکز شهر جذاب بنینگتون

the bennington banner

بنینگتون بنر

جملات نمونه

bennington is known for its beautiful landscapes.

بنینگتون به خاطر مناظر زیبایش شناخته شده است.

many tourists visit bennington every year.

بسیاری از گردشگران هر سال از بنینگتون بازدید می کنند.

bennington college offers unique programs.

مدرسه بنینگتون برنامه های منحصر به فردی ارائه می دهد.

the bennington museum showcases local history.

موزه بنینگتون تاریخ محلی را به نمایش می گذارد.

in bennington, you can enjoy outdoor activities.

در بنینگتون، می توانید از فعالیت های فضای باز لذت ببرید.

bennington has a rich cultural heritage.

بنینگتون دارای میراث فرهنگی غنی است.

many artists find inspiration in bennington.

بسیاری از هنرمندان الهام خود را در بنینگتون می یابند.

bennington's community is very welcoming.

جامعه بنینگتون بسیار صمیمی است.

the annual festival in bennington attracts many visitors.

جشنواره سالانه در بنینگتون بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب می کند.

local cuisine in bennington is worth trying.

غذاهای محلی در بنینگتون ارزش امتحان کردن دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید