benzedrines

[ایالات متحده]/ˈbɛnzɪdraɪnz/
[بریتانیا]/ˈbɛnˌzɛdrɪnz/

ترجمه

n. آمفتامین، یک داروی محرک.

عبارات و ترکیب‌ها

benzedrines addiction

اعتیاد به بنزدرین

high on benzedrines

مصرف بنزدرین

benzedrines abuse

سوء استفاده از بنزدرین

street benzedrines

بنزدرین خیابانی

prescription benzedrines

بنزدرین با نسخه

benzedrines withdrawal

قطع مصرف بنزدرین

overdose on benzedrines

جذب بیش از حد بنزدرین

legally obtain benzedrines

به طور قانونی بنزدرین تهیه کنید

جملات نمونه

benzedrines can be used to treat certain medical conditions.

بنزدرین‌ها می‌توانند برای درمان برخی شرایط پزشکی مورد استفاده قرار گیرند.

many people misuse benzedrines for recreational purposes.

بسیاری از افراد از بنزدرین‌ها برای اهداف تفریحی سوء استفاده می‌کنند.

doctors prescribe benzedrines to help with attention disorders.

پزشکان بنزدرین‌ها را برای کمک به اختلالات توجه تجویز می‌کنند.

long-term use of benzedrines can lead to addiction.

مصرف طولانی مدت بنزدرین‌ها می‌تواند منجر به اعتیاد شود.

she felt energized after taking benzedrines.

او بعد از مصرف بنزدرین‌ها احساس انرژی کرد.

some athletes have been known to use benzedrines to enhance performance.

برخی از ورزشکاران به استفاده از بنزدرین‌ها برای افزایش عملکرد معروف هستند.

it's important to follow the doctor's advice when using benzedrines.

هنگام استفاده از بنزدرین‌ها، پیروی از توصیه پزشک مهم است.

withdrawal symptoms can occur after stopping benzedrines.

علائم ترک می‌توانند پس از قطع مصرف بنزدرین‌ها رخ دهند.

research is ongoing about the effects of benzedrines on the brain.

تحقیقات در مورد اثرات بنزدرین‌ها بر مغز در حال انجام است.

she was prescribed benzedrines for her sleep disorder.

او برای اختلال خوابش بنزدرین تجویز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید