benzo

[ایالات متحده]/[ˈbenzəʊ]/
[بریتانیا]/[ˈbɛnzəʊ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مشتقات بنزن؛ یک بنزودیازепین (معمولاً به طور غیررسمی به داروی بنزودیازepین اشاره می‌کند).
adj. مربوط به یا شامل بنزن.

عبارات و ترکیب‌ها

benzo withdrawal

کاهش مصرف بنزو

taking benzos

مصرف بنزو

benzo anxiety

قلق مرتبط با بنزو

benzo rebound

بازگشت علائم بنزو

benzo use

استفاده از بنزو

benzo dependence

وابستگی به بنزو

prescribed benzos

بنزوهای تجویز شده

benzo side effects

عوارض جانبی بنزو

benzo detox

تیوکس بنزو

benzo tolerance

تحمل بنزو

جملات نمونه

she takes a benzo for her anxiety.

او یک بنزو برای اضطراب خود می‌گیرد.

the doctor prescribed a benzo to help him sleep.

دکتر یک بنزو برای کمک به خوابیدن او پیش‌نویس کرد.

he's developed a benzo dependency after years of use.

او پس از چند سال استفاده، وابستگی به بنزو توسعه داده است.

withdrawal from a benzo can be challenging.

رفع وابستگی به بنزو می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

the side effects of this benzo are minimal.

عوارض جانبی این بنزو حداقل است.

she's tapering off her benzo dosage gradually.

او به تدریج دوز بنزو خود را کاهش می‌دهد.

benzos are often used to treat insomnia.

بنزوها اغلب برای درمان بی‌خوابی استفاده می‌شوند.

he warned her about the risks of long-term benzo use.

او او را درباره‌ی خطرات استفاده طولانی‌مدت از بنزو هشدار داد.

the patient was given a short-acting benzo.

بیمار یک بنزو با اثر مختصر دریافت کرد.

she researched benzo alternatives before consulting a doctor.

او قبل از مشاوره با یک پزشک، جایگزین‌های بنزو را تحقیق کرد.

he experienced muscle relaxation after taking the benzo.

پس از مصرف بنزو، او احساس راه‌حل‌شدن عضلات را داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید