benzo withdrawal
کاهش مصرف بنزو
taking benzos
مصرف بنزو
benzo anxiety
قلق مرتبط با بنزو
benzo rebound
بازگشت علائم بنزو
benzo use
استفاده از بنزو
benzo dependence
وابستگی به بنزو
prescribed benzos
بنزوهای تجویز شده
benzo side effects
عوارض جانبی بنزو
benzo detox
تیوکس بنزو
benzo tolerance
تحمل بنزو
she takes a benzo for her anxiety.
او یک بنزو برای اضطراب خود میگیرد.
the doctor prescribed a benzo to help him sleep.
دکتر یک بنزو برای کمک به خوابیدن او پیشنویس کرد.
he's developed a benzo dependency after years of use.
او پس از چند سال استفاده، وابستگی به بنزو توسعه داده است.
withdrawal from a benzo can be challenging.
رفع وابستگی به بنزو میتواند چالشبرانگیز باشد.
the side effects of this benzo are minimal.
عوارض جانبی این بنزو حداقل است.
she's tapering off her benzo dosage gradually.
او به تدریج دوز بنزو خود را کاهش میدهد.
benzos are often used to treat insomnia.
بنزوها اغلب برای درمان بیخوابی استفاده میشوند.
he warned her about the risks of long-term benzo use.
او او را دربارهی خطرات استفاده طولانیمدت از بنزو هشدار داد.
the patient was given a short-acting benzo.
بیمار یک بنزو با اثر مختصر دریافت کرد.
she researched benzo alternatives before consulting a doctor.
او قبل از مشاوره با یک پزشک، جایگزینهای بنزو را تحقیق کرد.
he experienced muscle relaxation after taking the benzo.
پس از مصرف بنزو، او احساس راهحلشدن عضلات را داشت.
benzo withdrawal
کاهش مصرف بنزو
taking benzos
مصرف بنزو
benzo anxiety
قلق مرتبط با بنزو
benzo rebound
بازگشت علائم بنزو
benzo use
استفاده از بنزو
benzo dependence
وابستگی به بنزو
prescribed benzos
بنزوهای تجویز شده
benzo side effects
عوارض جانبی بنزو
benzo detox
تیوکس بنزو
benzo tolerance
تحمل بنزو
she takes a benzo for her anxiety.
او یک بنزو برای اضطراب خود میگیرد.
the doctor prescribed a benzo to help him sleep.
دکتر یک بنزو برای کمک به خوابیدن او پیشنویس کرد.
he's developed a benzo dependency after years of use.
او پس از چند سال استفاده، وابستگی به بنزو توسعه داده است.
withdrawal from a benzo can be challenging.
رفع وابستگی به بنزو میتواند چالشبرانگیز باشد.
the side effects of this benzo are minimal.
عوارض جانبی این بنزو حداقل است.
she's tapering off her benzo dosage gradually.
او به تدریج دوز بنزو خود را کاهش میدهد.
benzos are often used to treat insomnia.
بنزوها اغلب برای درمان بیخوابی استفاده میشوند.
he warned her about the risks of long-term benzo use.
او او را دربارهی خطرات استفاده طولانیمدت از بنزو هشدار داد.
the patient was given a short-acting benzo.
بیمار یک بنزو با اثر مختصر دریافت کرد.
she researched benzo alternatives before consulting a doctor.
او قبل از مشاوره با یک پزشک، جایگزینهای بنزو را تحقیق کرد.
he experienced muscle relaxation after taking the benzo.
پس از مصرف بنزو، او احساس راهحلشدن عضلات را داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید