benzoate

[ایالات متحده]/ˈbɛnzoʊeɪt/
[بریتانیا]/ˈbenˌzoʊˌeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمک یا استر اسید بنزوئیک.; نمک اسید بنزوئیک که به عنوان نگهدارنده غذا استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعbenzoates

عبارات و ترکیب‌ها

benzoate preservative

نگهدارنده بنزوات

sodium benzoate

سدیم بنزوات

benzoate contamination

آلودگی بنزوات

use of benzoates

استفاده از بنزوات‌ها

avoid benzoate exposure

از قرار گرفتن در معرض بنزوات‌ها خودداری کنید

benzoate allergy

آلرژی بنزوات

detect benzoates

تشخیص بنزوات‌ها

benzoate levels

سطح بنزوات

effects of benzoates

اثرات بنزوات‌ها

benzoate metabolism

متابولیسم بنزوات

جملات نمونه

benzoate is commonly used as a food preservative.

بنزوات معمولاً به عنوان یک نگهدارنده غذا استفاده می‌شود.

many beverages contain sodium benzoate as a stabilizer.

نوشیدنی‌های زیادی حاوی بنزوات سدیم به عنوان تثبیت‌کننده هستند.

benzoate can help extend the shelf life of products.

بنزوات می‌تواند به افزایش ماندگاری محصولات کمک کند.

some people may have allergic reactions to benzoate.

برخی از افراد ممکن است به بنزوات آلرژی داشته باشند.

it's important to check for benzoate in food labels.

بررسی وجود بنزوات در برچسب‌های مواد غذایی مهم است.

benzoate is often found in sauces and dressings.

بنزوات اغلب در سس‌ها و دورچین‌ها یافت می‌شود.

some cosmetic products also use benzoate as a preservative.

برخی از محصولات آرایشی نیز از بنزوات به عنوان نگهدارنده استفاده می‌کنند.

benzoate can inhibit the growth of certain bacteria.

بنزوات می‌تواند از رشد برخی باکتری‌ها جلوگیری کند.

regulations limit the amount of benzoate in food products.

مقررات میزان بنزوات در محصولات غذایی را محدود می‌کند.

benzoate has a distinct taste that some people dislike.

بنزوات طعم خاصی دارد که برخی افراد آن را دوست ندارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید