bespangles

[ایالات متحده]/bɪˈspæŋɡəlz/
[بریتانیا]/biˈspæŋɡəlZ/

ترجمه

v تزئین کردن با اشیاء کوچک درخشان، مانند پولک یا مروارید.

عبارات و ترکیب‌ها

bespangles the stage

اجرا را آذین‌بندی می‌کند

bespangled evening gown

لباس شب آذین‌دار

bespangled with jewels

با جواهرات آذین‌دار

جملات نمونه

the dress was bespangled with jewels, catching everyone's attention.

لباس با جواهرات تزئین شده بود و توجه همه را به خود جلب کرد.

she wore a bespangled headpiece that sparkled in the sunlight.

او یک سربند تزئین شده با مهره‌هایی پوشید که در نور خورشید می‌درخشید.

the festive decorations were bespangled with colorful lights.

تزئینات جشن با لامپ‌های رنگارنگ تزئین شده بودند.

his performance was bespangled with incredible dance moves.

اجرای او با حرکات رقص فوق العاده تزئین شده بود.

the award ceremony was bespangled with glamorous outfits.

مراسم اهدای جوایز با لباس‌های مجلل تزئین شده بود.

they decorated the tree with bespangled ornaments for christmas.

آنها درخت را با تزئینات تزئین شده با مهره‌هایی برای کریسمس تزئین کردند.

the stage was bespangled with lights for the concert.

صحنه برای کنسرت با لامپ‌ها تزئین شده بود.

she prefers bespangled accessories to enhance her outfits.

او ترجیح می‌دهد لوازم جانبی تزئین شده با مهره‌هایی را برای افزایش جذابیت لباس‌هایش انتخاب کند.

the invitation was bespangled with gold foil for a luxurious touch.

دعوت‌نامه برای ایجاد یک حس لوکس با فویل طلایی تزئین شده بود.

the fireworks display was bespangled across the night sky.

نمایش آتش‌بازی در سراسر آسمان شب تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید